+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 9:14 |
کارزار رسانه

 

 

کارزار رسانه ای با « هفته گذشته در اراک یک کارزار برگزار شد به اسم.» شیشه

اسمش را که شنیدیم ناخودآگاه در ذهنمان رسانه ها را دیدیم که در لباس
رزم، همچون داستانهای شاهنامه، به جنگ شیشه رفته
اند.
گفتند قرار است بمباران رسانه ای شود علیه شیشه!
این ماده محرک خطرناک و کشنده که بیشتر از 8 سال
است جوانانمان را به سینه قبرستان می کشاند.
اما هر چه منتظر ماندیم حتی یک ترقه هم ندیدیم
که در این کارزار رسانه ای منفجر شود چه رسد به
بمباران!!
بعد مقامات مسئول آمدند در شورای مواد مخدر استانداری نشستند و
گزارش کار دادند. گفتند که چه کارها که نکرده ایم در این کارزار!
بروشور و پلت فرم چاپ کردیم، نقاشی کشیدیم، سخنرانی کردیم، پایگاه
ثابت و سیار در سطح شهر ایجاد کردیم، بعد هم با 26 تا خبرنگار در این باره
مصاحبه مطبوعاتی کردیم! بعد آخرش هم گفتند: ما از رسانه ها گلایه مندیم
که در این کارزار آن طور که شایسته است ما را پوشش ندادند!
یک رکن اصلی آن رسانه است. » کارزار رسانه ای با شیشه « ! آقای استاندار
وقتی رسانه در این کارزار نادیده انگاشته شده است؛ چگونه انتظار نتیجه
مطلوب دارید؟
آقای استاندار! چه کنیم تا باور کنید که کار فرهنگ و رسانه را باید به اهلش
بسپارید؟
آقای استاندار! در این استان بیش از 300 نفر خبرنگار و عکاس وجود دارد
که می توانستند در این کارزار رسانه ای نقش اساسی ایفا کنند. اما آیا می توانید
بگویید در این کارزار رسانه ای، متولی فرهنگ و رسانه چه نقشی داشت؟
می توانست گسترده تر از اجرای » کارزار رسانه با شیشه « ! آقای استاندار
نمایش و همایش در شهرستانها باشد!
آقای استاندار این هم نتیجه چوب توی خانه مطبوعات کردن ابواب جمعی شما

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 8:32 |
شارلی ابدو کیه؟!
من که نیستم!

 

 

ترسی عمیق و تاریخی از قرون وسطی دین زدایی از جامعه غرب را شکل
داده است. درحالیکه دین درجامعه شرق موجب امید، سازندگی و رشد علوم
بوده است.
آنچه اکنون به عنوان آزادی بیان درغرب مطرح است و نمود جدی و عمیق آن
را در هفته گذشته درماجراهای فرانسه دیدیم ناشی از همان ترس عمیق تاریخی
از بازگشت فرهنگ قرون وسطایی است.
ابتدا دین مداری دراین جوامع شکلی تازه از فرهنگ قرون وسطایی و
انگیزاسیون یا همان تفتیش عقاید به افکار عمومی معرفی می شود و آنگاه به نام
آزادی بیان و قلم به آن هجوم می برند و سپس با تحریک افراطی های مذهبی
و چه بسا دست آموزان خود شرایط برخورد با آنچه را آزادی بیان می نامندش
فراهم می کنند و بعد برای به اصطلاح آزادی بیان زخم خورده سوگواری می
کنند.
این چرخه حفاظت از یکی از آرمان های نظام لیبرالیستی فرهنگی سیاسی
است.
یکی از دلایل عمده شکل گیری این چرخه توسط اداره کنندگان جوامع غربی
گرایش روز افزون مردم آنها به دین مداری و به ویژه انتخاب اسام است.
کشورهایی چون فرانسه وقتی به خودآمدند، شاهد شکل گیری محله های
مسلمان نشینی شدند که همه چیز درآنجا مسلمانی است و برپایه دین مداری
است. فرهنگ عمومی این محله ها بر مبنای اخلاق اسلامی شکل گرفته است .
مهمتر اینکه سیاستمداران این جوامع شاهد غلبه جمعیتی مسلمانان هستند!
این آموزه مسلمانان است که پیامبر اکرم )ص( به پیراونش آموخت بیش از پیش
به یکدیگر احترام بگذارید و هرگز مقدسات باطل دیگران را به سخره نگیرید.
) وَ لا تسَُبوُّا الذَّینَ یدَْعُونَ منِْ دُونِ اللَّ )سوره انعام آیه 108
به معبود کسانی که غیر خدا را م یخوانند دشنام ندهید
فردی که ساح به دست می گیرد و مخالف باطل خودرا ترور می کند او
براساس استنباط شخصی و گروه سیاسی خود حکم داده است. او نمی تواند
بگوید آموزه اش اسامی است. اینجاست که این باور وجود دارد او ساخته
و پرداخته کسانی است که میخواهند مانع از گسترش این رافت و نگاه متعالی
انسانی و الهی به نام اسلام شوند.
نظام غربی آنهم از نوع دفاع از آزادی فرانسوی اش برای توهین به مقدسات
دیگران ترور راه می اندازد و بعد برایش راهپیمایی تدارک می بیند و اجازه نشر
چند میلیونی توهین را می دهد. آنوقت یک کمدین که ترور کاریکاتوریست ها
مسخره کرده است به سلابه می کشد.
رسانه ها اطلاع دادند، دیودونه طنزپرداز فرانسوی به اتهام عجیب تمجید
از تروریسم در خان هاش از سوی پلیس به طور موقت بازداشت شد. او برای
رسیدگی به اتهاماتش در دادگاه کیفری حضور میی‌ابد تا در کشوری که ادعای
آزادی بیان وجود دارد، محاکمه شود.
همچنین مانوئل والس، نخست وزیر فرانسه نیز در سخنانی در پارلمان کشور با
این توهین است که ببینیم یک مجرم نفرت برانگیز « : اشاره به دیودونه گفته است
شنبه شب در تئاتری در حال نمایش برنامه خود است، در حالی که سراسر کشور
در سوگ اتفا قهای پورت دو ونسن بود. ما این را فراموش نم یکنیم و عدالت
.»! باید در رابطه با این فرد نفرت برانگیز اجرا شود
این تناقض نشان دهنده این است که آزادی بیان و قلم در جوامع غربی ملعبه ای
بیش نیست آزادی زمانی معنا خواهد داشت که در جهت اشاعه و حفظ آرمان ها
و ارزشهای لیبرالیستی و به ویژه دین ستیزی و اسلام هراسی باشد.
اینجاست که نگارنده باور ندارد آنچه در فرانسه به عنوان ترور دست اندرکاران
یک نشریه فکاهی اتفاق افتاد از سر خیرخواهی اعتقادی و دین مداری بوده
باشد. این یک بازی حساب شده ای است تا پس از این از مهاجرت مسلمانان به
کشورهای غربی جلوگیری شود و محله های مسلمان نشین از هم شکافته شوند
و بطور اساسی افکار عمومی جامعه غربی همچنان بی خبر از اصل ماجرا در
پناه لائیسیته روزگار بگذرانند. و چه بسا بر روی بسیاری از مشگلات اقتصادی
و سیاسی فرانسه سرپوش گذاشته شود . بی شک زمینه ای برای پیوستگی
کشورهای لاییک فراهم گردد.
انتظار می رود مسلمانان برای مقابله با ترفندهای تحریک آمیز و توهین آمیز به
جای روی آوری به خشنونت از آموزه های قرآنی پیروی کنند و ابزار امروزی را
با نگاهی وسیع و منعطف در اشاعه این آموزه ها بکار ببندند.
یا به تعبیر دیگر:
سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین شکند
ارزش سنگ نیفزایدو زر کم نشود
نتیجه اینکه شارلی ابدو کیه؟! من که نیستم!

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 8:24 |
بوقچی!

 

آدمــای خودشــیفته از هر فرصتی
برای ارائه خودشــون به قول با سوادا
پرزنته! خودشون اســتفاده می کنند.
جلوی اینه زلفاشونو شانه می کنند به
خودشون میگن ماشاهلل چشم نخوری
ایشااهلل، در مجالس بیش از همه وقت
رو به خودشون اختصاص میدن وای
اگر بیــان جلوی دوربین دیگه هیچی
ممکنه خدارو هم بنده نشند!
مدیــرکل صدا و ســیمای اســتان
مرکزی هم از هر فرصتی برای مطرح کردن خودش بهره می بره.
اودرمناســبتهای مختلف ازامکانات وعوامل رسانه ملی استفاده
میکنه بعنوان مصاحبه شونده جلوی دوربین قرار میگیره و با آب و
تاب عملکردش رو به رخ میکشه.
گویی کار شــاقی انجام داده انگار اصال حواسش نیست که همه
آنچه را انجام می ده وظیفه شه و بابتش مزد میگیره!
مثال بخاطر پوشــش خبری مراسم عزاداری ایام تاسوعا و عاشورا
در شــهرهای مختلف بگونه ای عجیــب و طنزآلود درمقام مصاحبه
شــونده قــرار گرفت و با خبرنــگار خود مصاحبه کــرد و به قول
شــهروندانی که نظاره گر این مصاحبه بودنــد کلی خود را تحویل
گرفت و برای خودش نوشابه باز کرد!
البته جناب مدیرکل به همین بسنده نکرد و خبرنگاران خود را به
سطح شهر فرستاده بود تا مردم نیز با تعریف و تمجید از شبکه تحت
مدیریت او )همان شبکه آفتاب( گزارشش رو کامل کنند.
یکی نیســت به این آقای مدیرکل بگه حضرت آقا! رسانه ملی از
آن مردمه باپول بیت المال و از جیب مردم کار میکنه باید در خدمت
مردم باشه نه در خدمت اهداف شخصی!
آقای استاندار! به بوقچی تبلیغاتی استان بگو!!

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ و ساعت 7:39 |
فلسفه اجتماعی در پناه امنیت شکل می گیرد

 

یکی از شاخص های مهم برای رشد و توسعه متوازن وجود امنیت 

به معنای وسیع کلمه است.
اولین معنایی که از امنیت به ذهن متبادر می شــود، وجود آرامش
و دور بودن جامعه از درگیری هاســت. این معنا الیه ای سطحی از
مفهــوم امنیت را در بر دارد. هرچند که وجود آرامش مبنا و بســتر
سایرالیه های امنیت محسوب می شود!
ایران اسالمی به خوبی توانسته است، برای قوام و دوام نگاه غایی
خود، برای تبدیل شدن به یک کشور قدرتمند همه جانبه منطقه ای
به ابزار، روش ها و توانمندیهای راهبردهای امنیتی دست یابد و آنها
را به درستی و متناسب با بزنگاهها بکار بندد.
موضوع امنیت و چگونگی آن را برای جوامع می شــود به انحای
مختلــف و از زوایای متعدد مورد بررســی و مداقه قرار داد و آن را
چون راهبردی کالن مورد موشکافی قرار داد.
با این وصف؛ آنچه در این مقال می گنجد این است، که ماحصل
همه برنامه ها و تالش های تکنیکی و تاکتیکی امنیتی منتج به امنیت
عمیق و ریشه دار روانی شود!
یکی از تفاوت های جامعه ایران اسالمی با سایر کشورهای منطقه
در این اســت، که مردم ما با همه وقایعــی که دورو بر آنها در حال
وقوع اســت، نگران امنیت خود نیستند و به هر شکل ممکن آماده
مقابلــه با تهاجم ها و نفوذ ها هســتند. دل قرصی ها اطمینان های
قلبی و امید حاکم بر جامعه ایرانی ناشی از همین امنیت روانی است!
این امنیت؛ مبارز ایرانی را برای مبارزه تا دل خصم منطقه ای پیش
می برد و با مبارزه در ســنگر او امنیت روانی جامعه خود را قوام و
دوام می بخشد.
این هنر شگفتی ســاز ایرانی است، که توانسته است، سنگر های
مبارزه با خود را تا ســواحل مدیترانه دور کند و از قفقاز برای خود
حریــم ایمن تعریف کند! و یکه تاز خلیــج فارس و جوالن دهنده
آبهای آزاد باشد.
شــکل زیباتر امنیت آنجاست که در حوزه اقتصاد، دانش و علم و
شناسایی و حفظ فرهیختگان چتر می گستراند و برای آنها به عنوان
ستون های قدرتمند جامعه اطمینان و امید فراهم می سازد.
پشــتوانه نظری رشد و توســعه متوازن و گسترش و نفوذ امنیت،
مبانی نظری علوم اجتماعی است.
جوامعی که برای خود فلسفه اجتماعی برخاسته از هویت خود به
معنای اعم دارند تمدن قوام یافته تری را رقم زده و می زنند.
نیازکنونی جامه ایران اسالمی تدوین یک فلسفه اجتماعی است!
فلســفه اجتماعی که بتواند تمامی دســتاوردهای سیاسی، علمی،
نظامی اقتصادی و فرهنگی جامعه مارا پشتیبانی کند.
حوزه امنیت؛ به خاطر ســیطره اطالعاتی خــود بخوبی می تواند
فضای امنی برای مطالعات نظری و میدانی معانی و مفاهیم و نظریه
های اجتماعی فراهم ســازد و برای بومی سازی آنها و یا باز تعریف
نظریه ها با رویکرد بومی بستری مطمئن و پویا فراهم سازد.
کشــورهای قدرتمندی که هم اکنون براســاس نظریــه اقدام نرم
متناســب با بخش های مختلف اجتماعی دنیا نظریه تغییر ارائه می
دهند. نظریاتشــان را همراه با فرهیختگان و نخبگان جامعه خود در
حوزه امنیت ساخته و پرداخته اند!
بهــر تقدیر، انتظار می رود در حوزه امنیت نگاه به علوم اجتماعی
نگاهی منعطف با جذب حداکثری اهل فضل و مطالعه و تحقیق باشد
و این نگاه بر اساس منافع ملی و نه منافع مقطعی دولت ها که با آمد
و رفت آنها مسیرها و گاه اهداف تغییر پیدا می کند، شکل بگیرد.

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۳ و ساعت 22:8 |
زمزمه!

 

گل باغمی تو چــش و چراغمی تو چراغ
حونم تونی مونس و يارمی تو
البته اگه میخوای حال بیای باید این بیت رو با سازو
نقــاره اش در ذهنت مرور کنی اونوقته که حالت جا
میاد.
این ترانه کاربرد زیادی داره مدیرای کارکشته اول
صبح که میرن ســر کار تا برســن پشت میزشون با
خودشون مدام از چشــم و چراغ اداره شون میگن
حاال که این ترانه سروده شده بجای بداهه گویی این شعر و میخونن!
گل باغمی تو چش و چراغمی تو چراغ حونم تونی مونس و يارمی تو
باور میکنید، شاید ندونید مدیران برجسته این ترانه رو برای کی میخونن.
اگه گفتید؟ حتم دارم نمیدونید اما من میدونم!! برای روابط عمومی هاشــون
میخونن.
چش و چراغ بودن، گل باغ بودن و چراغ خونه بودن کار ساده ای نیست!
یک انجمن یک اداره یک سازمان یک وازتخانه یه نانوایی یه بقالی بند است
به روابط عمومی! همین.
یه زمانی یه جهاد سازندگی بود با یه روابط عمومی، همیشه برنده بود جایزه
می گرفت به عنوان روابط عمومی برتر انصافا هم برتر!
چرا؟! چون کاربلد بود و از کاربلدها بهره می گرفت. حاال اون آقای جایزه
بگیــر برای خودش تو تلویزیون کلی آدمه، اما اونجا دیگه جایزه نمی گیره!!
بچه مالته )محالت(
فکرکنم یه جورایی مطلب رو گرفتی و متوجه شدی چش و چراغ کارآیی
ش چیه!
توی یکی ازجلسه های استانداری مرکزی راجع به مطبوعات صحبت میشه
مسئول روابط عمومی استانداری نه میذاره نه برمیداره پاشو میکنه تویه کفش
که نشــریات فروش ندارن یعنی میخواد بگــه اینا بی اعتبارن. البته این تعبیر
خبرنگاره! کاغذ پاره ان خس و خاشــاکن!! یکی ازآن جماعت حاضر ادعای
اورو رد میکنه و میگه اینطوری که تو میگی نیست.
آقای استاندار! چشاتون روشن با چشو چراغتون! روابط عمومی شما هنو
ذره ای از حقیقت ماجرای رسانه های مکتوب را نمی دونه، با دوست بازیهای
مطبوعاتی و باند بازیهاش عشق میکنه و سودای اداره و مدیریت اونارو داره.
شاید که روزی تلویزیونی بشه!اما چطورمیشه جایزه نگرفته تلویزیونی شد؟!
اهلل اعلم؟! آقای استاندار! خبرنگار! مانده نگاه متضاد شما با روابط عمومی تان
نسبت به رسانه ها چه منفعتی برای این گروه داره و شما با این روابط عمومی
چقدربه اهداف فرهنگیتان رسیده اید؟!
آقای استاندار! خبرنگار! نمی داند شما هر روز صبح قبل ازرفتن به سرکارچه
چیزی دروصف روابط عمومی خود زمزمه میکنید، اما انصافا زمزمه نکنید..
گل باغمی تو چش و چراغمی تو چراغ حونم تونی مونس و يارمی تو

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۳ و ساعت 22:4 |

دودره بازی!

 

دادگاه می گوید: مادر زن بهروز وقتی متوجه می ». نمایند
شود دامادش درخواست طلاق داده است، با همراهی دادگاه تلاش
بسیاری کردند تا مرد خانواده از خر شیطان پیاده شود که این اتفاق
نیفتاد و یک پرونده دیگر به همین سادگی با طلاق طرفین مختومه
اعلام شد.
چی؟ من؟ اشکنه؟
طلاقهای عجیب، خنده دار و تامل برانگیز
هم از توبره بخوریم هم ازآخور! این یک
تعبیر است. معنای دیگر این است که تفرقه
بنداز و منفعت ببر!
حکایت بعضی دست اندرکاران مطبوعات
استان مرکزی همین است. انگار بعضی ها
خیلی زرنگ تشریف دارند، هردو ضرب المثل
را با هم قاطی کرده اند و حالا نشسته اند،
ببینند چی از آب در میاد. بعضی اهل مطبوعات
می روند، پیش معاون سیاسی استانداری میگن
نازی، گل پیازی! تو چه خوبی، چه مهربونی، پول چی داری؟ بیا باهم
بریم بازی! کاری بکنیم کارستان!
معاون سیاسی از رسانه بی خبر! خوشش میاد، قلقلکش میاد با خودش
میگه، بابا اینا ختم همه چیزن، اینا کین دیگه؟! خودشون اومدن میگن
بیا بریم بازی!
معاون سیاسی، باز به خودش میگه اینا یا نمیدونن من کیم من چیم!! یا
خودشون رو زدن به اون راه!!! جل الخالق!
همین بعضی اهل مطبوعات بعد از ظهر همان روز که با معاون سیاسی
لی لی بازی کردن، ببخشید منظور تیله بازی سیاسی بود! رفتن پیش
مدیرکل ارشاد، چای خوردن، بیسکویت خوردن، مثل افراد متفکر و
منورالفکر نرد فرهنگ باختند!! جل الخالق!
آقای معاون سیاسی! خبرنگار! کاری ندارد جنابعالی در سیاست چند
مرده حلاجی، اصلا سیاست خوانده!! هستی یا نیستی! خبرنگار! فقط
از روی شم خودش می گوید، کمر بند سیاسی ات را محکم ببند، کار
شما بازی هفت سنگ سیاست با بعضی جماعت دودره باز!! مطبوعاتی
نیست!
*پا نوشت: دودره باز از زمانی در فرهنگ کوچه ما ایرانی ها باب شد که
عده ای رفتند ژاپن کار کنند پول در بیاورند آنها در متروی ژاپن با یک بلیط در
معبر عبوری را باز می کردند اما دونفری از معبر می گذشتند! این کارشان به
دودره بازی معروف شد.

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در چهارشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 9:46 |
ساز فرهنگ!

 

اساسنامه تشکیل خانه مطبوعات
تدوین شده و قرار است زمینه اجرایی
شدن آن فراهم گردد. استان مرکزی
چون سالهاست خانه مطبوعات ندارد،
کارش سخت است.
قرار است، در استان مرکزی آنهایی
که کارشان مطبوعاتی نیست و برای
تفریحات سالم وارد این عرصه
شده اند، دستشان از تشکیلات کوتاه شود. آنطور که ازخبرهای
پشت پرده بر میاد اداره ارشاد هم همین را اراده دارد.
آنهایی که احساس خطر کرده اند رفته اند سراغ استانداری هوار
کرده اند تو سرشان زده اند وا مصیبتا راه انداخته اند!! که چرا
نشسته اید حامیان شما در حال رانده شدن به حاشیه هستند.
معاون سیاسی و امنیتی استانداری هم از همه جا بی خبر!! حالا
برایشان کارگروه تشکیل می دهد!
خبرنگار! می گوید: خب بدهد! این معاونت باید خیلی زرنگ
باشد حوزه مهم خودش را ول کند و وقت بگذارد تا برای فرهنگ
ساز بزند!
آقای استاندار! مراقب باش نخاله های فرهنگ دوره ات نکنند.
فرهنگ را بسپار به حوزه خودش!!
آقای استاندار! به ابواب جمعی سیاسی خود یادآوری کنید اگر
قرار است کاری اساسی و مطلوب و حرفه ای در حوزه فرهنگ
اتفاق بیفتد قابل مصادره نیست.
خبرنگار! این یک توصیه دوستانه به افراد سیاس است، صفیر
فرهنگ همچون صدای سازی است که بعد نواختن به گوش
می رسد!!

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۳ و ساعت 6:14 |
بزک نمیر!

 

شکر اهلل حســن بیگی در گفت و گو
با ایرنا افزود: در پی نشســت ویژه روز
خبرنگار و بیــان معضالت متعدد صنفی
عرصه رسانه، با دستور استاندار مرکزی
ایجاد کارگروه ویژه برای ارزیابی و حل
معضالت این صنف در دستور کار قرار
گرفت.
بارک اهلل استاندار!بارک اهلل استاندار!
حتما باید صورت فرهنگ توی اون نشســت به اصطالح ویجه!
)ویژه(
زخمی میشد، تا جنابعالی به فکر کارگروه می افتادی؟!
خبرنگار! آیا این یک نمایش فرهنگ دوســتانه نیســت؟! البته
اگر هم باشــد، بد نیســت بگذار باشــد، به هرحال اینهم یکی از
مشهورات است!
وی بیان کرد: پیگیری تشــکیل اتحادیه و تشــکلهای صنفی در
حوزه رســانه برای خبرگزاریها، عکاســان و تصویربرداران، فعال
ســازی خانه مطبوعات و اتحادیه نشریات محلی از دیگر اهداف
این کارگروه است.
خبرنگار! بارک اهلل بارک اهلل آقای اســتاندار! حاال مانده اســت،
استانداری تشکل صنفی راه بیندازد، همین جوریش بعضی از پاره
مطبوعات! البته با عذر خواهی از مطبعه!! باردار استانداری هستند
و گاهی بی محابا و درجمع عرض ارادت دارند که قبال باجشــان
را گرفته اند!! حاال دیگر زیر ســایه تشکل دولتی هم قلم بزنندکه،
نور علی نور می شود.
آقای اســتاندار! این کالم از خبرنگار بشنو، البته خواه پند گیر و
خواه مالل!! حوزه رسانه به هر دلیلی، زخمی است، بی حال است،
روبه فشــل شدن اســت، با تعارف و هندوانه زیر بغل گذاشتن و
سیاسی کاری وکاسب منشی و مهمتر از همه تفکر اقتصادی نمیشه
این حوزه را پرستاری کرد، کار یک استان هم نیست، این موضوع
ملی است، اگر میتوانی برو نگاه ملی را اصالح کن.
خبرنــگار! وقتی این حرفها را می شــنود، چون بلد نیســت با
خودش بشگن بزند، سوت می زند و زمزمه میکند، بزک نمیر بهار
میاد کمبوزه با خیار میاد.

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۳ و ساعت 21:28 |
فداکاری!

 

شــعارها کیلوکیلــو فقــط بــرای
تبلیغــات و پرکــردن فضــای خالی
نداشته های ما درسخنرانی هاست!
اجرای طرحهای آب روستایی یکی
از مهم ترین طرح های در دستور کار
استان
است.
اســتاندارمرکزی در این باره گفت:
تامین آب روســتایی برای ما جنبه حیاتی دارد؛ چون بسیاری
از طرح های کشــاورزی وابســته به آن است. برهمین اساس
از اعتبار بعضی از طرح های عمرانی کســر و به اعتبارات آب
روستایی اضافه می شود.
او یکی از بخش هایی که اعتبارات عمرانی اش را کســر کرد
و به آب روســتایی اختصاص داد بخش فرهنگ بود. البته این
تصمیم با اعتراض، مدیرکل فرهنگ و ارشــاد اســالمی استان
مواجه شــد. اما اعتراض شاکری نتیجه ای نداد و 50 درصد از
اعتبــارات عمرانی او که در قالب مــاده 180 تبصره 22 قانون
برنامه پنجم توســعه به شهرســتان دلیجان اختصاص یافته بود
کسر شد.
آقای اســتاندار! حاال بهتر می شود درجلسات و سخنرانی ها
وگپ های محفلی مان بگوییم امســال ســال فرهنگ واقتصاد
اســت به همین خاطر ما برای کمک به اقتصــاد ازفرهنگ کم
می گذاریم. بارک اهلل فرهنگ که فداکاری می کند!!

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ و ساعت 19:35 |


Powered By
BLOGFA.COM