X
تبلیغات
راوی نيوز

 

تاب مغز!

 

دولتی ها حرف خودشان را می زنند و مایلند همه چیز در اختیارشان باشد. اما سرمایه گذار، دوست ندارد زیر اخیه دولتی ها باشد، می خواهد کار خودش را بکند.

یک سرمایه گذار ناله می کند از اینکه چند میلیارد سرمایه آورده به شهر صنعتی اراک، آنوقت باید برای پیشبرد کارش مجیز دولتی ها را بگوید. تازه دولتی هایی که حرفشان یکی نیست و یا باید با مسئولی حرف بزند که با وجود سمتی که دارد اختیار کافی ندارد. تازه آن مسئول برای آره یا نه گفتن باید برود اجازه بگیرد. با این اوصاف مگر سرمایه گذار مغزش تاب برداشته که بیاید پول بی زبان را صرف کاری بکند که مسئولان دولتی پز تبلیغی سیاسی اش را بدهند!

حالا ممکن است، بعضی سرمایه گذارها مغزشان تاب برداشته باشد؛ چرا دولتی ها رسم معرفت را بجا نیاورده و یا نمی آورند.

از قرار این روزها یک کمی بوی تغییر میاد. ببینید استاندار استان مرکزی چه گفته!

"امروز درصد بالایی از اقتصاد را به بخش خصوصی انتقال داده ایم اما  ضوابط و مقررات و روش ها و نوع برخورد و تعامل و گفت وگو با بخش خصوصی همانند تعامل با بخش دولتی است که در گذشته بوده است.

وی ابلاغ آیین نامه ها در سال های گذشته را از مهمترین چالش ها بر سرراه خصوصی سازی عنوان کرد و گفت: تمام ادبیات و تعامل ما در بخش خصوصی همان ادبیات سابق است.وی بیان کرد: در راستای اصلاح ادبیات، روش های تعاملی و اصلاح

 

دستورالعمل ها و قوانین باید تلاش کرد تا بخش خصوصی در جایگاه واقعی خود قرار گیرد

بارک الله! بارک الله آقای استاندار! زدی تو خال عجب حرف درستی!!

درسته که به ما وقت دیدار نمیدی و دورو بری هات جنابعالی را از ما

ترسانده اند و نمی گذارند تا فرصتی فراهم بشه تا از این حرف های خوب

از شما یاد بگیریم!!!

اما؛ انصافا بفرمایید، پشتوانه عملیاتی این حرف ها چیه و کجاست؟! تا

ماهم بوق دست بگیرم راه بیفتم بوق بزنیم بگیم استاندار! استاندار!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در شنبه شانزدهم آذر 1392 و ساعت 3:44 |

انرژي و امنيت اسرائيل دو نکته مهمدربازي هسته اي غرب با ايران

 

اين روزها همه منتظرند تا نشست ايران با 1+5 براي به سرانجام رساندن توافق هايي که دور قبل تا پاي امضا رفت و فرانسه مانع از آن شد، برگزارشود.

از زماني که آمريکايي ها در مذاکرات هسته اي به طور مستقيم رودروي ايراني ها نشستند، اروپايي ها فضا را برخود تنگ ديدند. کما اينکه اروپايي ها بارها تا انتهاي کار با ايران آمدند، اما آمريکايي هايي که در سايه نشسته بودند، مانع از به پايان رساندن توافق ها شدند.

وضعيت اقتصادي اروپا در شرايط فعلي تعريف چنداني ندارد. آنها همچون اروپا به دنبال منبع انرژي مطمئن و ارزان هستند. درپي آن نيز نمي خواهند سهمي قابل توجه از بازار ايران و خاورميانه نداشته باشند. به معناي ديگراروپايي ها براي دست يابي به اين دو هدف در آينده اي نه چندان دور رقيب جدي براي روس ها و پيمان شانگهاي در منطقه خواهند بود، آمريکايي ها که جاي خود دارند.

اروپايي ها منافع خود را در خاورميانه و گفتگوهاي هسته اي با ايران بر اساس نزديکيشان به سياست خارجي آمريکا تنظيم مي کنند؛ جايي که لازم باشد، درمقابل آمريکايي ها تسليم هستند و در مواردي نيزخلاف جهت ديپلماسي آمريکا عمل مي کنند، البته اين رفتار در زمره تاکتيک هاي سياسي براي حفظ منافع است.

وجود اسرائيل در منطقه محملي است براي شاخ و شانه کشيدن. اسرائيلي ها خود با حمايت دوَل غربي تا آنجا که مي توانند در منطقه عربده جويي مي کنند. دوَل خارج از منطقه نيز براي حفظ منافع خود و دسترسي آسان به اهدافشان از اسرائيل استفاده ابزاري مي کنند.

وجود اسرائيل در منطقه، مانع يکپارچگي منطقه اي، عقيدتي و حتي قومي کشورهاي منطقه شده است. از قرار معلوم، بعضي از کشورهاي عرب و ثروتمند منطقه مثل عربستان در همگامي و همسويي با منافع اسرائيل مانعي نمي بيند. کما اينکه به تازگي «بندر سلطان» مسئول اطلاعات و امنيت عربستان با مسئولان اسرائيلي درمنطقه اي از اسرائيل درباره عاقبت مذاکرات هسته اي ايران وغرب به تبادل نظرنشسته است.

بنابراين ترديدي نيست که مذاکرات هسته اي ايران با غرب به دو مولفه مهم و بنيادي گره خورده است و پيشرفت آن منوط به اين دو مقوله است.

1- ايران هسته اي وقتي بي نياز از نفت بشود و نخواهد نفت بفروشد، کشوري چون عربستان تا کي مي تواند جاي خالي ايران را پرکند. آيا بهتر نيست براي تعادل بازار وحفظ چاه هاي نفت، ايران نيزهمچنان در بازار نفت سهيم باشد؟ به همين خاطر ايران هسته اي بايد امنيت بازار نفت را تامين کند، به عبارت ديگر ممکن است با هسته اي شدن، وابستگي به نفت کاهش پيدا کند اما نبايد در صادرات آن اختلالي ايجاد شود!

2- بعد از انرژي، براي غربي ها امنيت اسرائيل بسيار مهم است. آنها تنها براي حفظ اقتدار اسرائيل مي کوشند و هزينه مي کنند. وجود اسرائيل به عنوان يک شاخ و يا جاي پاي سياسي نظامي به منظور وجود يک مانع در راه يکپارچگي خاورميانه بسيار با اهميت است. البته اين يک مسئله متقابل است، اگر اسرائيل نتواند تضمين هاي لازم را براي عقب نشيني از بلاد اسلامي و امنيت دولت فلسطين بدهد، حل مسئله هسته اي ايران در سطح باقي خواهند ماند و معلوم نيست تا کي به عنوان خاري درگلو و هر از گاهي به بهانه اي، ابزار فشار باشد! فرانسوي ها مانع از توافق مي شوند، تا هم منافع خود را پيدا کنند و هم تضميني براي امنيت اسرائيل بيايند. اين خواسته کل جهان غرب است. فرانسوي ها تنها نقش انداختن زنگوله را به گردن گربه بازي مي کنند!

 

منبع:هفته نامه سیاسی،اجتماعی و فرهنگی راوی

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در جمعه پانزدهم آذر 1392 و ساعت 21:8 |

عصا بدست

 

 

هرچقدر يک مدير آگاه، هوشيار، به روز و تيز باشه، کافيه دوروبري هاي جلبي داشته باشه! خيلي راحت، نرم و حساب شده براساس منافعشان او رو مي کشند به حاشيه خاکي.

 

خبرنگار! گاهي مي زند به سيم خوش خيالي، ساده لوحي، ساده انديشي، خوش باوري!

خبرنگار! با خودش گفت: استاندار عوض شد، آدم پخته تر و جا افتاده تر اومد، سردوگرم چشيده روزگار اومد، حالا يه چيزي ميشه.

جالب اينکه استاندار نيومده، با اصحاب رسانه چاي نخورده، گپ و گفت نکرده، عکس رنگي اش سر از مثلا بعضي نشريه ها درآورد. بعضي ها آب دهان غورت دادن، نوشتن مصاحبه اختصاصي با استاندار! حالا هرچه ميخوني نمي فهمي مصاحبه کننده مصاحبه شونده را گذاشته سرکار! يا به عکس!

حالا جماعت حرفه اي روزهاست که پشت در اتاق استاندار سرد و گرم کشيده! براي خوردن يک چاي با استاندار! خاک ميخورن.

آقاي استاندار! يه خانه تکاني تو ابواب جمعي دور و برت، اونايي که عناوين قلمبه سلمبه مشاور و راهنما و اين حرف ها يدک مي کشن بکن.

نيومده عصا دادند دستت.

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در جمعه پانزدهم آذر 1392 و ساعت 20:38 |

 

رخت چرک های سیاسی دیگر به چشم نمی آیند!

 

دولت جدید وزرای خودرا معرفی کرد و مجلس بجز سه تن از آنها به باقی رای اعتماد داد.

اینکه معیار وزیر بودن چیست، موضوعی است که هنوز برای جامعه سیاسی ما مشخص نیست. ملاک بیشتر سلیقه ای و مبتنی بر نگرش انتخاب کننده است. در کنار آن گرایش های گروهی نیز از نقش تعیین کننده ای برخوردارند.

ممکن است یک رئیس جمهور قائل به این باشد که وزاریش باید متخصص کار باشند و دیگری برایش مهم نباشد وزیر مربوطه تا چه اندازه با حوزه وزارتی خود از نظر سازوکار حرفه ای نزدیک و یا دور است.

گاهی همین قواعد ساده در رفتار سیاسی تحت تاثیر زدو بندهای پنهان سیاسی، دادو ستد امتیازها و گاه باج گیری های سیاسی قرار می گیرد. در این گیرو دار ممکن است به راحتی جای شایسته و ناشایسته با هم عوض شود.

دو نکته در دادن رای اعتماد به دولت روحانی در مجلس وجود داشت.

نکته اول این بود که، گروهی بخصوص روزنامه کیهان از ابتدای طرح نام زنگنه برای تصدی شرکت نفت تلاش کردند، تا لباس چرک های اورا که به زعم آنها همان قرارداد کرسنت است، بار دیگر به بند سیاست بیاویزند.

تلاش آنها ثمری نداد. از قرار دیگر لباس چرک های سیاسی چرک به نظر نمی رسند و تو ذوق نمی زنند. چه بسا دیگر دیده نمی شوند!

چرا مجلسی ها دیگر به این لباس چرک ها توجهی نکردند و به زنگنه رای اعتماد دادند؟!

آیا آنها پشت پرده امتیازی گرفته اند و برای مدتی از رانتی برخوردار خواهند بود؟!یا اینکه اتفاق دیگری در شرف رخداد است و جریانی در حال شکل گیری است که دیگر به رخت چرک هایی سیاسی از این دست توجه نمی کند! شاید در طول زمان معلوم شده است که بعضی از رخت چرک های سیاسی به واقع رخت چرک نبوده اند، بلکه اینطور نشان داده شده اند.

از طرفی ممکن است طبع سیاسی بگونه ای تغییر یافته باشد که زمان آویختن رخت چرک های سیاسی را سپری شده بداند و دیگر اهمیتی به آنها ندهد. چراکه ممکن است در طول زمان همان رخت چرک نماها منافع ملی را به باد بدهد.

خیلی ها انتظار داشتند،به خاطر هیاهوی کیهان زنگنه رای نیاورد. اما آورد! این اتفاق را می توان چنین تعبیر کرد، شیوه کیهان دیگر کارآمد و موثر نیست و مجلس همسو با کیهان نگاهش را از رخت چرک هایی که هر از گاهی برای این و آن می آویزد، برتافته است. شاید این تحولی در نگاه سیاسی مجلس باشد.

نکته دوم رای نیاوردن نجفی است. او کار کشته کار است و مسولیت پذیر در قبال رفتارش و بدنه آموزش و پرورش اورا قبول دارند همچون زنگنه، اما رای نمی آورد، چرا؟

مجلس در مورد نجفی فقط سیاسی عمل کرد. آنهم بی اعتنا به درخواست های قاطبه اهل آموزش و پرورش.

این مجلس باید نسبت به دولت جدید جایی و به بهانه کسی ضرب شست نشان می داد. پس روی سیاسی ترین فرد کابینه سیاست کرد.

ترکیب آرا و شیوه رفتار مجلس با وزرای پیشنهادی آمیخته با بغض سیاسی بود!

بعضی از نمایندگان مجلس در مورد وزاری پیشنهادی چندان نتوانستند به رانت های مورد نظرشان دست بابند. این بود که بعضی از آرای مخالف و موافق نزدیک بهم بودند.

این نوع رفتارها در جوامع سیاسی دنیا مرسوم است. اما آنهایی که به نظر کمی توسعه یافته ترند، سعی می کنند به موازات خواسته های موکلین خود گام بردارند.

در جامعه سیاسی ما وکلا پس از گرفتن رای از مردم موکلین خودرا به دست فراموشی می سپارند. به خواسته های آنها بی توجه می شوند و خودرا با جریان های شکل گرفته محافل سیاسی وقف می دهند.

به همین خاطر است که نجفی مورد پذیرش اهالی آموزش و پرورش گرفتار بغض سیاسی می شود و زنگنه ای هم که مورد پذیرش بدنه شرکت نفت است نه به خاطر این پذیرش بلکه به دلیل بعضی مصالح و رانت ها به اصطلاح رخت چرک های سیاسی اش دیده نمی شود.

 

منبع:هفته نامه فرهنگی اجتماعی سیاسی

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 8:29 |

 

قالب زنی

 

اعتبار تراشی هم خوب چیزیه ها! شما می تونی با تبلیغات حالا الکی یا درست، با ضرب و زور حالا درست یا غلط جو را جای گندم قالب کنی!

 

این جوریشو دیگه ندیده بودیم. بی نظیره، عالیه، پشتش کلی فکر خوابیده، ترفندشون معرکه است، چقدر قشنگ دارند اعتبار تراشی می کنند. آنهم برای چی و کی؟

استاندار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی نتوانستند بستر لازم را برای شکل گیری خانه مطبوعات فراهم کنند.

استاندار از مطبوعات استان گریخت همان شیوه ای را پیاده کرد که احمدی نژاد با مطبوعات کشور پیاده کرد. استاندار از دست پرورده های خودش در مطبوعات محلی ضربه خورد فرق بین حرفه ای و غیر حرفه ای رو نفهمید.

مدیر کل ارشاد هم که در موضوع فرهنگ استان ساز رو از سر گشاد زد. او هم نتوانست فرق بین حرفه ای وغیر حرفه ای رو فهم کنه.

لابلای این فهم و نافهمی موضوع؛ یه اتفاق لوکس و تیتیش مامانی افتاد. به اسم سرای روزنامه نگاران یعنی جایی که می شود رفت باهم قهوه خورد، گپ سیاسی رسانه ای زد!!!!! انتقال تجربه داد. مثلا.

آنهم برای روزنامه نگاری که درآمد و امنیت شغلی و مسکنش رو هواست.

این ماجرا تنها در استان مرکزی اتفاق افتاد که سرای روزنامه نگاران را به عنوان یه پاتوق به جای خانه مطبوعات که وجهه قانونی دارد، قالب کنند!

اگر خبرنگار باشی و در استان مرکزی فعال باشی هر از گاهی برایت پیامک می آید، لطفا برای حضور در فلان جلسه در سرای روزنامه نگاران ثبت نام کنید. انگار اگر نکنی نمیتونی بری تو جلسه!!

نبوغ از این بالاتر، یکی از همین جماعت گفته بود، ثبت نام در این سرا ملاکی باشد برای روز خبرنگار!!

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 8:22 |

 

تفویض اختیار

 

 

انتخابات ریاست جمهوری درحال نزدیک شدن است و بازدیواری کوتاه ترازدیوارخبرنگار پیدا نمی شود!

بیچاره خبرنگار! یکی از پا به سن گذاشته ها و کارکشته های روزنامه نگاری دراستان مرکزی می گفت: استانداری اعلام کرده مشخصات بدهید میخواهیم کارت خبرنگاری بدهیم!

او با عصبیت ادامه داد: نیروی انتظامی هم می خواهد به خبرنگار! کارت خبری بدهد!!

گفتم: جل الخالق! یعنی اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی کشک!

خبرنگار! پرتی زد زیر خنده!! ادامه داد ارشاد کدومه؟!

ادامه داد: برادر! خبرنگار! دراستان مرکزی مامن وماوایی نداره دیوارش ازهمه دیوارها کوتاهتره. یکی نیست بگه صدورکارت خبرنگاری چه ربطی به استانداری ونیروی انتظامی داره؟!

گفتم: چه میدونی، شاید ارشاد تفویض اختیار کرده!

با نگاهی عاقل اندرسفیه پکی به سیگار زدو گفت، بعید نیست!!

 

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در دوشنبه بیستم خرداد 1392 و ساعت 10:42 |

 

چهارمولفه روان شناسی سیاسی و مقایسه سه دوره ریاست جمهوری

 

 

مرزبندی ها، دسته بندی ها، تافته ها وبافته های گروهی، حزبی و سیاسی درشکل گیری نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم درلحظه های آخربه شکلی مرموزدرهم ریخت!

 

بی شک پس ازتعیین صلاحیت ها شکل پدید آمده اولیه تغییرخواهد کرد. تعداد کم خواهد شد و انسجام بیشتری به خود خواهد گرفت.

هیچیک ازآدمهایی که پس ازتعیین صلاحیت ها به جامعه معرفی خواهند شد، بوی تازگی و حال وهوای شوربخشی به انتخابات را نخواهند داشت. به این دلیل که هسته اصلی شکل گیری افراد عمده داوطلب برپایه عده ای آدم قدیمی، نام آشنا وبا طرح . ایده های کهنه است!

این خود نشانه بدی است. یعنی تا کنون ما نتوانسته ایم نیرویی تازه نفس، شاداب و نوبرای اداره امورجامعه تربیت کنیم!

بنابراین، اگربخواهیم به یک بررسی اجمالی درباره افراد نامزد ریاست جمهوری بپردازیم، باید صبر کنیم تا ببینیم، ازصافی شورای نگبهان چه تیپ افرادی وارد کارزار می شوند.

به هرحال دراین فرصت می توانیم، به بررسی چند مولفه اساسی درحوزه روان شناسی سیاسی و نحوه عمل روسای جمهوررا پس از جنگ نسبت به آنها سنجیده وتفاوت وتشابه رفتارآنهارا ارزیابی کنیم.

این مولفه ها عبارتند از: 1- کسب ویا ازدست دادن عزت نفس و غرورملی 2- گرایش و توجه به مفاهیم و نمادهای ملی کهن 3- حفظ اعتماد به نفس و ارتقاء آن درسطح ملی، منطقه ای وجهانی 4- امید بخشی و ترسیم چشم اندازروشن!

مولفه های بسیاری دیگری را دراین حوزه می توان برشمرد، اما دراین فرصت کم تنها به این چند مورد بسنده می شود.

جامعه ایرانی دردوره حکومت هاشمی رفسنجانی ازعزت نفس فوق العاده بالایی برخوردار بود، این عزت نفس ناشی ازانقلاب وهشت سال دفاع مقدس بود. جامعه ایرانی با این حس متعالی ازجنگ خارج ووارد سالهای سازندگی شد. عزت نفس این دوره به دلیل نوع نگاه به اقتصاد و بی توجهی به نظام اجتماعی وتاثیر پذیری آن ازبرنامه های اقتصادی در سالهای آخر حکومت هاشمی رفسنجانی می رفت تا کم رنگ شود. اما غرور ملی همچنان پابرجا و مستحکم به نظر می رسید. دراین دوره جامعه نسبت به مفاهیم و نمادهای کهن بی تفاوت وخاموش بود. همچنان نمادها ومفاهیم اسلامی بین مردم بیشتر مورد توجه بود. اعتماد به نفس دوران سازندگی همچنان همان اعتماد به نفس برخاسته از دوران جنگ وانقلاب بود. جامعه ازاعتماد به نفس قابل قبولی برخورداربود. تا جایی که برای ایجاد زیر ساخت های اقتصادی با قدرت عمل میکرد. این اعتماد به نفس تا حدی در سطح منطقه ای و جهانی نیزکارآمدی خودرا نشان داد. ترسیم چشم انداز روشن وامید بخشی در این دوره از ریاست جمهوری به شکلی فوق العاده و درخشنده به نظر می رسید. امید رسیدن به نقطه ای مطلوب وروشن دردل آحاد جامعه تبلورداشت. اما دراواخر دوره سازندگی این امید وچشم انداز درطبقات فرو دست جامعه می رفت که رنگ ببازد.

پس ازدوران سازندگی دوره توسعه سیاسی آغاز شد. خاتمی رئیس جمهوراین دوره تلاش زیادی برای حفظ عزت نفس وغرورملی انجام داد. اودراین راه بسیارموفق نشان داد. وزمینه عرضه این عزت وغرور را درجامعه بین الملل فراهم ساخت. دردوره توسعه سیاسی توجه به نماد ها ومفاهیم ملی بیشتر شد وگاه به وضوح مفاهیم و نمادهای دینی روبه سستی گذاشت. هرچند که دراین دوره زمینه تقابل این دو مفهوم ایجاد شد. اما همچنان باروغلبه مفاهیم دینی همچنان بیشتر به نظر می رسید.

کارگزاران این دوره در راهی که در پیش گرفته بودند، اعتماد به نفس زائد الوصفی از خود نشان دادند، اما نتوانستند این اعتماد به نفس را به درستی به جامعه القا کنند. آنها درعرصه بین المللی نیز دربسیاری ازموارد اعتماد به نفس لازم را ازخود نشان ندادند. اما دربعضی ازموارد همچون گفتگوی تمدنها و برقراری ارتباط با اروپایی ها ازخود جسارت واعتماد به نفس نشان دادند وزمینه افزایش عزت نفس و غرور ملی را درعرصه بین المللی فراهم کردند.

دوره توسعه سیاسی نتوانست، چشم انداز روشن وامیدی بخشی از ادامه راه به جامعه عرضه کند. به همین خاطر گروههای بیشتری از جامعه بخصوص گروههای نابرخوردار نا امیدی بیشتری را تجربه کردند.

دوره عدالت خواهی که احمدی نژاد هدایت آن را به عهده داشت،

با دو دوره قبلی بطوراساسی تفاوت دارد. دراین دوره عزت نفس و غرورملی به خاطر نحوه عملکرد مسولان به شکل فزاینده ای از دست رفت. احساس پائین دستی رفتارهای عوامانه و بسیار شخصی وسلیقه ای عمل کردن، دلایل عمده ای برای از دست رفتن عزت نفس هستند. این نشانه ها دراین دوره بسیاردیده شد. گرایش و رواج نمادها ومفاهیم کهن ملی دراین دوره بسیار رواج یافت، تا جایی که گروهی وسیع ازجوانان جامعه را جذب خود کرد، مفاهیم دینی دردرجه دوم اهمیت قرار گرفت ونسبت به آن پافشاری هم شد.

اعتماد به نفس دراین دوره تنها درجهتی خاص پدیدار شد! برای حضوردربین جامعه دشمن و بکار بردن ادبیات ستیزه جویانه و حضور بین اقشار نابرخوردار قابل ملاحظه بود. اما برای پاسخگویی به سوال های اساسی جامعه فقدان آن به خوبی مشاهده شد. درسطح ملی، منطقه ای وجهانی اعتماد به نفس جامعه سیاسی ایران وضعیتی دوگانه داشت.

دردوره عدالت خواهی، امید بخشی و ترسیم چشم انداز روشن برای جامعه به فراموشی سپرده شد. درحقیقت بجزگروههای نابرخوردار جامعه به ویژه روستائیان نگاهی امید بخش بین سایرگروههای جامعه دیده نشد. البته در انتهای کاربین همه گروهها چشم انداز روشنی ازادامه راه به تصویردرنیامد.

حال باید دید، دولت بعدی نسبت به هریک ازاین مولفه ها چگونه عمل خواهد کرد.

 

منبع:هفته نامه فرهنگی اجتماعی سیاسی

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در جمعه دهم خرداد 1392 و ساعت 10:35 |

 

آقای مدیرکل!

 

 مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی گفت: نظام جمهوری اسلامی امروز نیازمند به کارگیری نیروهای کارآمد و متعهد است. (ایسنا)

نیروهای کارآمد هستند که کار را پیش می برند. این را همه می دانند، اما وقتی پای کار می آید، کسی پیدا نمی شود تن به بکارگیری نیروی کارآمد بدهد. نه اینکه تن نمی دهند، بلکه به دنبال نیروهای فشل، مجیز گو، فاقد خلاقیت ومطیع محض چه بسا گماشته می روند!

اینکه مدیرفرهنگ وارشاد یک استان صحبت از نیاز به کارگیری نیروهای کارآمد برای یک نظام سیاسی! می کند. خیلی خوب است. حکایت از بصیرت او دارد!

از قرار معلوم، این خصلت مسولان و مجریان کشور از صدر تا ذیل است که فقط خوب حرف بزنند گنده بگویند و یا به قول اراکی ها سر بزرگی کنند.

یکی نیست بگوید، حالا نمی شود، قبل از اینکه برای یک نظام سیاسی افاضه کنیم، کمی درباره خودمان که آن گوشه موشه ها مشغول انجام کارهای دست و پا شکسته هستیم چاره ای بکنیم.

آقای مدیرکل! تا به حال چند تا نیروی کارآمد برای فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی بکار گرفته ای؟! نیروهای کارآمد و شاخصی که بکار گرفته شده اند، چه تاجی به سر فرهنگ و ارشاد زده اند؟

آقای مدیر کل! از نیروهای کارآمد واستخوان خورد کرده فرهنگ و ارشاد در بهینه کردن رفتار سازمانی چقدر بهره برده ای؟ آیا شده است، یکی از آنها حتی در یک کار کوچک مورد مشورت قرار بگیرند؟

آقای مدیر کل! یکی از همین نیروهای شایسته وکارآمدی که بکار گرفته ای! می تواند بگوید، طرح های به اصطلاح عمرانی فرهنگی!! با ارتقاء سطح فرهنگ عمومی چه رابطه ای دارد؟

آقای مدیر کل! نظام پیش کش اداره کل را دریاب!!

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه هفتم خرداد 1392 و ساعت 9:8 |

انتخابات ریاست جمهوری وآزمون وخطاهای دوباره!

 

 

این روزها با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نام های آشنا ونا آشنای بسیاری به گوش می رسد، که داوطلب رئیس جمهورشدن هستند.

نبود احزاب فعال با شناسنامه مشخص امکان پرورش استعدادهای سیاسی را برای اداره امورجامعه فراهم نمی سازد.

اینکه آیا وجود احزاب درجامعه ما ضروری است یا نه؟ بحثی راهبردی است، که مخالفان وموافقان خودرا دارد.

گذشته ازمخالفان وموافقان بودونبود احزاب، این یک واقعیت است که سیاستمدارایرانی درفرایند زیست سیاسی خود با آزمون وخطا می آموزد و براساس آنچه تجربه کرده است، کارخویش را پیش می برد.

همین شیوه آموختن وفعالیت کردن باعث شده است، تا درمواقع ضروری همچون انتخابات، طیف وسیعی ازگروههای سیاسی شکل بگیرند و یا برای حضوراظهاروجود کنند.

تعدد داوطلب ها ووجود طیفی گسترده ازیک جناح سیاسی نشان دهنده نبود کانون های حرفه ای انسجام دهی به رفتار وعناصرسیاسی است.

اکنون اصولگرایان طیف وسیعی ازجناح خودرا به جامعه عرضه می کنند وهریک ازآنها برای خود یک یا چند نماینده را برای ریاست جمهوری معرفی می کنند.

همین حکایت درجبهه اصلاح طلبان هم هست. آنها هنوزنتوانسته اند درجبهه خود انسجام و یکدستی نسبی برقرارکنند. به همین خاطرافراطی وغیرافراطی شان درپی این هستند تا با جلو انداختن افراد مطرح وسرآمد این جبهه نظمی به پراکندگی عناصرسیاسی خود بدهند.

بخش عمده ای ازافکارعمومی، درک درستی ازکشمکش های درونی، پراکندگی ها وتعدد داوطلبان ریاست جمهوری درجبهه های سیاسی ندارند. بطورمثال آنها نمی دانند، اصولگراهایی که تمام توان وهمت خودرا برای پیروزی احمدی نژاد صرف کرده بودند چرا حالا به دشمن درجه یک او تبدیل شده اند ویا درقالب مسول و یا امام جمعه دیگربه استقبال اونمی روند، واورا تکریم نمی کنند.

البته افکارعمومی براساس سنجش های نظری ومنفعت طلبانه خود دلیل و مرزاختلاف های عناصردرونی جبهه های سیاسی را درک می کنند، اما نمی دانند، چرا گروههای متعدد ومتفاوت جبهه های سیاسی مسئله شان را درون جبهه حل نمی کنند، تا به یک انسجام واتفاق نظردرمعرفی یک نامزد ریاست جمهوری دست یابند.

ممکن است، به هردلیلی بعضی ازگروههای درون جبهه ای نخواهند به یک انسجام واتفاق نظرتن بدهند. به عبارتی گروهی از درون یک جبهه تمایل افراطی دارد ومایل است با مرام افراطی با مسائل روبرو شود. آیا بهتر نیست با تابلویی مشخص و روشن بدون اقدام های تخریبی آنهم به نام یک مفهوم سیاسی با افکارعمومی مواجه شود.

وجود احزاب حرفه ای، این امکان را فراهم می سازد، تا گروههای مختلف زیرچتریک مفهوم سیاسی دعوای خودرا داخل حزب خود به سرانجام برسانند، آنوقت هرکدام پیروزکارزار درون گروهی خود شدند، درعرصه اجتماع با رقبا به رقابت بپردازند. نبود چنین سازوکاری باعث شده است تا گروههایی که زیرچتر یک مفهوم سیاسی هستند، دعوای خود را درمقابل افکارعمومی انجام دهند.

همین است که، افراد وگروههای سیاسی اصولگرایی که تمام همت خودرا برای تفوق و پیروزی احمدی نژاد گذاشته بودند، حال بنا به هردلیل و مصلحتی برای تخریب او ازهیچ اقدامی کوتاهی نمی کنند. کما ابینکه این اتفاق درجبهه اصلاحات نیزرخ می دهد. خاتمی نیزتوسط بعضی عناصرسیاسی که خود را اصلاح طلب می دانند تخریب می شود.

 

 

 منبع:هفته نامه فرهنگی اجتماعی سیاسی

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در یکشنبه پنجم خرداد 1392 و ساعت 8:45 |

 پشت پرده

شورای اداری استان مرکزی تصمیم گرفت تعطیلی 5 شنبه هارا لغو کند.

خبرنگار! زنگ زد به آقا نه خانم! کارشناس

خبرنگار! سلام، چی بود چه شد؟!

کارشناس، خب تصمیم شورای اداریه دیگه، انگارتعطیلی 5 شنبه ها مشکل آفرین شده بود.

خبرنگار! تازه به کم کاری اداری هم دامن زده بود.

کارشناس، درسته وقتی که همه چی سرجاش بود و روال عادی طی میشد از 12 تا 30/1 ناهارو نماز بود واداره نیمه تعطیل! تو این ماجرا ناهارو نماز تا 30/2 طول میکشید!

خبرنگار! ناهارو نماز جای خودش شهرهای دیگه استان که پنج شنبه ها تعطیل نبودند، اگه کارشان به مرکزاستان می افتد یک روزکاری ازدستشان می رفت.

کارشناس، بله همینطوره، تازه بعضی ازافراد که بناچارآخرهفته به استان می آمدند، برای کاراداری کلی زمان ازدست می دادند.

خبرنگار! حالا راست بگو پشت پرده حکایت چه بود، آیا واقعا دنبال این بودند کاری درست انجام شود؟

کارشناس، ای بابا کاردرست!! بعضی ازاهل استانداری فشار آوردند پنج شنبه ها تعطیل شود، تا ازظهرچهارشنبه تعطیلات خودشونو رقم بزنند!! هرچند که میدانستند، این کار با مشکل مواجه میشه!

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در یکشنبه پنجم خرداد 1392 و ساعت 8:41 |


Powered By
BLOGFA.COM