دودره بازی!

 

دادگاه می گوید: مادر زن بهروز وقتی متوجه می ». نمایند
شود دامادش درخواست طلاق داده است، با همراهی دادگاه تلاش
بسیاری کردند تا مرد خانواده از خر شیطان پیاده شود که این اتفاق
نیفتاد و یک پرونده دیگر به همین سادگی با طلاق طرفین مختومه
اعلام شد.
چی؟ من؟ اشکنه؟
طلاقهای عجیب، خنده دار و تامل برانگیز
هم از توبره بخوریم هم ازآخور! این یک
تعبیر است. معنای دیگر این است که تفرقه
بنداز و منفعت ببر!
حکایت بعضی دست اندرکاران مطبوعات
استان مرکزی همین است. انگار بعضی ها
خیلی زرنگ تشریف دارند، هردو ضرب المثل
را با هم قاطی کرده اند و حالا نشسته اند،
ببینند چی از آب در میاد. بعضی اهل مطبوعات
می روند، پیش معاون سیاسی استانداری میگن
نازی، گل پیازی! تو چه خوبی، چه مهربونی، پول چی داری؟ بیا باهم
بریم بازی! کاری بکنیم کارستان!
معاون سیاسی از رسانه بی خبر! خوشش میاد، قلقلکش میاد با خودش
میگه، بابا اینا ختم همه چیزن، اینا کین دیگه؟! خودشون اومدن میگن
بیا بریم بازی!
معاون سیاسی، باز به خودش میگه اینا یا نمیدونن من کیم من چیم!! یا
خودشون رو زدن به اون راه!!! جل الخالق!
همین بعضی اهل مطبوعات بعد از ظهر همان روز که با معاون سیاسی
لی لی بازی کردن، ببخشید منظور تیله بازی سیاسی بود! رفتن پیش
مدیرکل ارشاد، چای خوردن، بیسکویت خوردن، مثل افراد متفکر و
منورالفکر نرد فرهنگ باختند!! جل الخالق!
آقای معاون سیاسی! خبرنگار! کاری ندارد جنابعالی در سیاست چند
مرده حلاجی، اصلا سیاست خوانده!! هستی یا نیستی! خبرنگار! فقط
از روی شم خودش می گوید، کمر بند سیاسی ات را محکم ببند، کار
شما بازی هفت سنگ سیاست با بعضی جماعت دودره باز!! مطبوعاتی
نیست!
*پا نوشت: دودره باز از زمانی در فرهنگ کوچه ما ایرانی ها باب شد که
عده ای رفتند ژاپن کار کنند پول در بیاورند آنها در متروی ژاپن با یک بلیط در
معبر عبوری را باز می کردند اما دونفری از معبر می گذشتند! این کارشان به
دودره بازی معروف شد.

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در چهارشنبه پنجم شهریور 1393 و ساعت 9:46 |
ساز فرهنگ!

 

اساسنامه تشکیل خانه مطبوعات
تدوین شده و قرار است زمینه اجرایی
شدن آن فراهم گردد. استان مرکزی
چون سالهاست خانه مطبوعات ندارد،
کارش سخت است.
قرار است، در استان مرکزی آنهایی
که کارشان مطبوعاتی نیست و برای
تفریحات سالم وارد این عرصه
شده اند، دستشان از تشکیلات کوتاه شود. آنطور که ازخبرهای
پشت پرده بر میاد اداره ارشاد هم همین را اراده دارد.
آنهایی که احساس خطر کرده اند رفته اند سراغ استانداری هوار
کرده اند تو سرشان زده اند وا مصیبتا راه انداخته اند!! که چرا
نشسته اید حامیان شما در حال رانده شدن به حاشیه هستند.
معاون سیاسی و امنیتی استانداری هم از همه جا بی خبر!! حالا
برایشان کارگروه تشکیل می دهد!
خبرنگار! می گوید: خب بدهد! این معاونت باید خیلی زرنگ
باشد حوزه مهم خودش را ول کند و وقت بگذارد تا برای فرهنگ
ساز بزند!
آقای استاندار! مراقب باش نخاله های فرهنگ دوره ات نکنند.
فرهنگ را بسپار به حوزه خودش!!
آقای استاندار! به ابواب جمعی سیاسی خود یادآوری کنید اگر
قرار است کاری اساسی و مطلوب و حرفه ای در حوزه فرهنگ
اتفاق بیفتد قابل مصادره نیست.
خبرنگار! این یک توصیه دوستانه به افراد سیاس است، صفیر
فرهنگ همچون صدای سازی است که بعد نواختن به گوش
می رسد!!

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در پنجشنبه سی ام مرداد 1393 و ساعت 6:14 |
بزک نمیر!

 

شکر اهلل حســن بیگی در گفت و گو
با ایرنا افزود: در پی نشســت ویژه روز
خبرنگار و بیــان معضالت متعدد صنفی
عرصه رسانه، با دستور استاندار مرکزی
ایجاد کارگروه ویژه برای ارزیابی و حل
معضالت این صنف در دستور کار قرار
گرفت.
بارک اهلل استاندار!بارک اهلل استاندار!
حتما باید صورت فرهنگ توی اون نشســت به اصطالح ویجه!
)ویژه(
زخمی میشد، تا جنابعالی به فکر کارگروه می افتادی؟!
خبرنگار! آیا این یک نمایش فرهنگ دوســتانه نیســت؟! البته
اگر هم باشــد، بد نیســت بگذار باشــد، به هرحال اینهم یکی از
مشهورات است!
وی بیان کرد: پیگیری تشــکیل اتحادیه و تشــکلهای صنفی در
حوزه رســانه برای خبرگزاریها، عکاســان و تصویربرداران، فعال
ســازی خانه مطبوعات و اتحادیه نشریات محلی از دیگر اهداف
این کارگروه است.
خبرنگار! بارک اهلل بارک اهلل آقای اســتاندار! حاال مانده اســت،
استانداری تشکل صنفی راه بیندازد، همین جوریش بعضی از پاره
مطبوعات! البته با عذر خواهی از مطبعه!! باردار استانداری هستند
و گاهی بی محابا و درجمع عرض ارادت دارند که قبال باجشــان
را گرفته اند!! حاال دیگر زیر ســایه تشکل دولتی هم قلم بزنندکه،
نور علی نور می شود.
آقای اســتاندار! این کالم از خبرنگار بشنو، البته خواه پند گیر و
خواه مالل!! حوزه رسانه به هر دلیلی، زخمی است، بی حال است،
روبه فشــل شدن اســت، با تعارف و هندوانه زیر بغل گذاشتن و
سیاسی کاری وکاسب منشی و مهمتر از همه تفکر اقتصادی نمیشه
این حوزه را پرستاری کرد، کار یک استان هم نیست، این موضوع
ملی است، اگر میتوانی برو نگاه ملی را اصالح کن.
خبرنــگار! وقتی این حرفها را می شــنود، چون بلد نیســت با
خودش بشگن بزند، سوت می زند و زمزمه میکند، بزک نمیر بهار
میاد کمبوزه با خیار میاد.

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 و ساعت 21:28 |
فداکاری!

 

شــعارها کیلوکیلــو فقــط بــرای
تبلیغــات و پرکــردن فضــای خالی
نداشته های ما درسخنرانی هاست!
اجرای طرحهای آب روستایی یکی
از مهم ترین طرح های در دستور کار
استان
است.
اســتاندارمرکزی در این باره گفت:
تامین آب روســتایی برای ما جنبه حیاتی دارد؛ چون بسیاری
از طرح های کشــاورزی وابســته به آن است. برهمین اساس
از اعتبار بعضی از طرح های عمرانی کســر و به اعتبارات آب
روستایی اضافه می شود.
او یکی از بخش هایی که اعتبارات عمرانی اش را کســر کرد
و به آب روســتایی اختصاص داد بخش فرهنگ بود. البته این
تصمیم با اعتراض، مدیرکل فرهنگ و ارشــاد اســالمی استان
مواجه شــد. اما اعتراض شاکری نتیجه ای نداد و 50 درصد از
اعتبــارات عمرانی او که در قالب مــاده 180 تبصره 22 قانون
برنامه پنجم توســعه به شهرســتان دلیجان اختصاص یافته بود
کسر شد.
آقای اســتاندار! حاال بهتر می شود درجلسات و سخنرانی ها
وگپ های محفلی مان بگوییم امســال ســال فرهنگ واقتصاد
اســت به همین خاطر ما برای کمک به اقتصــاد ازفرهنگ کم
می گذاریم. بارک اهلل فرهنگ که فداکاری می کند!!

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 و ساعت 19:35 |
امان از بی کسی!

 

یه اتفاق خوب! یه اتفاق امیدوار
کننده، آقای استاندار! رفته یه محله
توی یه مسجد با مردمش دیدار
کرده به حرفهاشون گوش داده
بهشون جواب داده و یحتمل پیش
خودش گفته یه کارایی براتون
میکنم!
اینجاست که خبرنگار! کف زنان،
دست زنان، فریاد کنان، شادی
کنان، رقص کنان! این یکی خراب شد، ببخشید! میگه همه باهم
بخونیم، استاندارو ماشالله، چش نخوری ایشالله...
خبرنگار! اما خودمونیم آقای استاندار! بیچاره مردم شهرک
ولیعصر و باغ خلج چقدر باید چشم انتظار باشند تا شاید
حضرتتان قدم رنجه کنید، گوشه چشمی بیندازید، بیچاره ها
حاضرند گوسفند پای هیئت بلند و کوتاه شما قربونی کنند!
از قرارآنطور که جماعت با سواد میگن این کارها کار "لابیه"
یعنی کار مذاکره و گفتگو و خواهش و تمنا است و بی شک
کسی که باعث و بانی میشه تو دفتر و دستک استانداری رفت
و آمدی داره وگرنه مردم عادی به ویژه بیچاره و درمانده کجا و
رفت و آمد به استانداری کجا؟! حالا اگه بیرونشان نکنند، کلی
شانس آورده اند.
به هر حال آقای استاندار! سر زدن به محله های شهرکار ارزنده
ای است.
خبرنگار! امیدوار است، تداوم داشته باشد، با این اوصاف
گوشه چشمی هم به آنهایی که بی کس و کارند داشته باشید.

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 و ساعت 5:37 |

باد دماغ!

 

همین روزهاست که صدای سازو دهل روز خبرنگار!
گوش و فلک رو کر کنه.
همه از اهمیت آن می گویند، از جایگاه آن می گویند،

از رسالت آن می گویند،اما زهی خیال باطل.

روابط عمومی ها، هنوز نمیدانند همکار خبرنگارها هستند،

نه ارباب آنها بعضی ازآنها فخر فروشند

و با خبرنگار! با تحقیر رفتار می کنند. البته
خبرنگاری که وجاهت داشته باشه و تحقیر را بپذیره جایش لای جرز
است.
مدیرکل روابط عمومی یکی از استانداریها متبخترانه! به زبان ساده با
دماغ باد کرده به خبرنگاری می گوید، نخیر! کی گفته ما همکار همیم!
چرا؟! چون میخواسته رفتار پلیسی خودش را که توام با سوء ظن بوده
توجیه کرده و خود را آرام کند.
روابط عمومی ها پارچه نویس و تبلیغات چی زمان مناسبت ها نیستن.
چه خوبه فعالان در روابط عمومی ها بخصوص در بعضی استانداریها
بروند یکی دو دوره آموزش ارتباط جمعی ببینند.
آقای استاندار! آموزش جای دوری نمیره کمی به فکر باش.

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 و ساعت 5:27 |
مبارک!
+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 و ساعت 6:24 |

 

تاب مغز!

 

دولتی ها حرف خودشان را می زنند و مایلند همه چیز در اختیارشان باشد. اما سرمایه گذار، دوست ندارد زیر اخیه دولتی ها باشد، می خواهد کار خودش را بکند.

یک سرمایه گذار ناله می کند از اینکه چند میلیارد سرمایه آورده به شهر صنعتی اراک، آنوقت باید برای پیشبرد کارش مجیز دولتی ها را بگوید. تازه دولتی هایی که حرفشان یکی نیست و یا باید با مسئولی حرف بزند که با وجود سمتی که دارد اختیار کافی ندارد. تازه آن مسئول برای آره یا نه گفتن باید برود اجازه بگیرد. با این اوصاف مگر سرمایه گذار مغزش تاب برداشته که بیاید پول بی زبان را صرف کاری بکند که مسئولان دولتی پز تبلیغی سیاسی اش را بدهند!

حالا ممکن است، بعضی سرمایه گذارها مغزشان تاب برداشته باشد؛ چرا دولتی ها رسم معرفت را بجا نیاورده و یا نمی آورند.

از قرار این روزها یک کمی بوی تغییر میاد. ببینید استاندار استان مرکزی چه گفته!

"امروز درصد بالایی از اقتصاد را به بخش خصوصی انتقال داده ایم اما  ضوابط و مقررات و روش ها و نوع برخورد و تعامل و گفت وگو با بخش خصوصی همانند تعامل با بخش دولتی است که در گذشته بوده است.

وی ابلاغ آیین نامه ها در سال های گذشته را از مهمترین چالش ها بر سرراه خصوصی سازی عنوان کرد و گفت: تمام ادبیات و تعامل ما در بخش خصوصی همان ادبیات سابق است.وی بیان کرد: در راستای اصلاح ادبیات، روش های تعاملی و اصلاح

 

دستورالعمل ها و قوانین باید تلاش کرد تا بخش خصوصی در جایگاه واقعی خود قرار گیرد

بارک الله! بارک الله آقای استاندار! زدی تو خال عجب حرف درستی!!

درسته که به ما وقت دیدار نمیدی و دورو بری هات جنابعالی را از ما

ترسانده اند و نمی گذارند تا فرصتی فراهم بشه تا از این حرف های خوب

از شما یاد بگیریم!!!

اما؛ انصافا بفرمایید، پشتوانه عملیاتی این حرف ها چیه و کجاست؟! تا

ماهم بوق دست بگیرم راه بیفتم بوق بزنیم بگیم استاندار! استاندار!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در شنبه شانزدهم آذر 1392 و ساعت 3:44 |

انرژي و امنيت اسرائيل دو نکته مهمدربازي هسته اي غرب با ايران

 

اين روزها همه منتظرند تا نشست ايران با 1+5 براي به سرانجام رساندن توافق هايي که دور قبل تا پاي امضا رفت و فرانسه مانع از آن شد، برگزارشود.

از زماني که آمريکايي ها در مذاکرات هسته اي به طور مستقيم رودروي ايراني ها نشستند، اروپايي ها فضا را برخود تنگ ديدند. کما اينکه اروپايي ها بارها تا انتهاي کار با ايران آمدند، اما آمريکايي هايي که در سايه نشسته بودند، مانع از به پايان رساندن توافق ها شدند.

وضعيت اقتصادي اروپا در شرايط فعلي تعريف چنداني ندارد. آنها همچون اروپا به دنبال منبع انرژي مطمئن و ارزان هستند. درپي آن نيز نمي خواهند سهمي قابل توجه از بازار ايران و خاورميانه نداشته باشند. به معناي ديگراروپايي ها براي دست يابي به اين دو هدف در آينده اي نه چندان دور رقيب جدي براي روس ها و پيمان شانگهاي در منطقه خواهند بود، آمريکايي ها که جاي خود دارند.

اروپايي ها منافع خود را در خاورميانه و گفتگوهاي هسته اي با ايران بر اساس نزديکيشان به سياست خارجي آمريکا تنظيم مي کنند؛ جايي که لازم باشد، درمقابل آمريکايي ها تسليم هستند و در مواردي نيزخلاف جهت ديپلماسي آمريکا عمل مي کنند، البته اين رفتار در زمره تاکتيک هاي سياسي براي حفظ منافع است.

وجود اسرائيل در منطقه محملي است براي شاخ و شانه کشيدن. اسرائيلي ها خود با حمايت دوَل غربي تا آنجا که مي توانند در منطقه عربده جويي مي کنند. دوَل خارج از منطقه نيز براي حفظ منافع خود و دسترسي آسان به اهدافشان از اسرائيل استفاده ابزاري مي کنند.

وجود اسرائيل در منطقه، مانع يکپارچگي منطقه اي، عقيدتي و حتي قومي کشورهاي منطقه شده است. از قرار معلوم، بعضي از کشورهاي عرب و ثروتمند منطقه مثل عربستان در همگامي و همسويي با منافع اسرائيل مانعي نمي بيند. کما اينکه به تازگي «بندر سلطان» مسئول اطلاعات و امنيت عربستان با مسئولان اسرائيلي درمنطقه اي از اسرائيل درباره عاقبت مذاکرات هسته اي ايران وغرب به تبادل نظرنشسته است.

بنابراين ترديدي نيست که مذاکرات هسته اي ايران با غرب به دو مولفه مهم و بنيادي گره خورده است و پيشرفت آن منوط به اين دو مقوله است.

1- ايران هسته اي وقتي بي نياز از نفت بشود و نخواهد نفت بفروشد، کشوري چون عربستان تا کي مي تواند جاي خالي ايران را پرکند. آيا بهتر نيست براي تعادل بازار وحفظ چاه هاي نفت، ايران نيزهمچنان در بازار نفت سهيم باشد؟ به همين خاطر ايران هسته اي بايد امنيت بازار نفت را تامين کند، به عبارت ديگر ممکن است با هسته اي شدن، وابستگي به نفت کاهش پيدا کند اما نبايد در صادرات آن اختلالي ايجاد شود!

2- بعد از انرژي، براي غربي ها امنيت اسرائيل بسيار مهم است. آنها تنها براي حفظ اقتدار اسرائيل مي کوشند و هزينه مي کنند. وجود اسرائيل به عنوان يک شاخ و يا جاي پاي سياسي نظامي به منظور وجود يک مانع در راه يکپارچگي خاورميانه بسيار با اهميت است. البته اين يک مسئله متقابل است، اگر اسرائيل نتواند تضمين هاي لازم را براي عقب نشيني از بلاد اسلامي و امنيت دولت فلسطين بدهد، حل مسئله هسته اي ايران در سطح باقي خواهند ماند و معلوم نيست تا کي به عنوان خاري درگلو و هر از گاهي به بهانه اي، ابزار فشار باشد! فرانسوي ها مانع از توافق مي شوند، تا هم منافع خود را پيدا کنند و هم تضميني براي امنيت اسرائيل بيايند. اين خواسته کل جهان غرب است. فرانسوي ها تنها نقش انداختن زنگوله را به گردن گربه بازي مي کنند!

 

منبع:هفته نامه سیاسی،اجتماعی و فرهنگی راوی

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در جمعه پانزدهم آذر 1392 و ساعت 21:8 |

عصا بدست

 

 

هرچقدر يک مدير آگاه، هوشيار، به روز و تيز باشه، کافيه دوروبري هاي جلبي داشته باشه! خيلي راحت، نرم و حساب شده براساس منافعشان او رو مي کشند به حاشيه خاکي.

 

خبرنگار! گاهي مي زند به سيم خوش خيالي، ساده لوحي، ساده انديشي، خوش باوري!

خبرنگار! با خودش گفت: استاندار عوض شد، آدم پخته تر و جا افتاده تر اومد، سردوگرم چشيده روزگار اومد، حالا يه چيزي ميشه.

جالب اينکه استاندار نيومده، با اصحاب رسانه چاي نخورده، گپ و گفت نکرده، عکس رنگي اش سر از مثلا بعضي نشريه ها درآورد. بعضي ها آب دهان غورت دادن، نوشتن مصاحبه اختصاصي با استاندار! حالا هرچه ميخوني نمي فهمي مصاحبه کننده مصاحبه شونده را گذاشته سرکار! يا به عکس!

حالا جماعت حرفه اي روزهاست که پشت در اتاق استاندار سرد و گرم کشيده! براي خوردن يک چاي با استاندار! خاک ميخورن.

آقاي استاندار! يه خانه تکاني تو ابواب جمعي دور و برت، اونايي که عناوين قلمبه سلمبه مشاور و راهنما و اين حرف ها يدک مي کشن بکن.

نيومده عصا دادند دستت.

+ نوشته شده توسط راوی چهارسوق در جمعه پانزدهم آذر 1392 و ساعت 20:38 |


Powered By
BLOGFA.COM