گشایش راه مردم سالاری در مصر!
زمانی مبارزان سیاسی در راه رسیدن به قدرت، اهمیتی به نقش مردم نمی دادند. به تعبیری معتقد بودند، در مناقشات سیاسی نقش مردم بی اهمیت است.
یکی از ویژگیهای انقلاب شکوهمند اسلامی بی توجهی به این ایده بود، در حقیقت پیروزی این انقلاب مرهون درایت رهبری بود که به نقش مردم در مناقشات سیاسی اهمیت فوق العاده ای قائل بود.
برپایی راهپیمایی 22 بهمن گویای این نکته است، که آحاد مردم در مورد نقش خود درک درستی دارند. آن را لمس کرده و فهمیده اند.
به همین خاطر است، که پس از سی سال و اندی گذرازمشکلات و فرازو نشیب های دهشت بار که هزینه استقلال طلبی بوده است، درانگیزه مردم ایران نسبت به حضور در راهپیمایی 22 بهمن خللی وارد نشده است.
این احساس دلبستگی و احترام نسبت به آرمان های انقلاب متعلق به مردم است. و هیچ فرد و یا حزب و گروهی، قادر به مصادره آن به نفع خود نیست.
نقش مردمی در مناقشات سیاسی، در انقلاب ایران جلوه ای دو چندان یافت و در فرایند آن نهادینه شد. حال این وضعیت الگویی است، برای مردم منطقه، تا با همبستگی و وحدت خود مسیر مناقشات سیاسی را معلوم کنند. این باور دستاورد ارزشمند انقلاب اسلامی ایران است.
«وليد جنبلاط»، رييس حزب سوسياليست ترقي خواه دروزي لبنان در این باره می گوید: من به ايراني ها مي گويم، شما با آزادي و دموكراسي، انقلاب خود را تاكنون ادامه داديد و اين همان درسي است كه به مردم مصر داده شد، تا آنان نيز به ديكتاتور خود بگويند، ظلم و ستم بس است. او اضافه می کند: مردم بزرگ مصر طاغوت بزرگي را شكست دادند و شادي بزرگ آنان با هيچ موضوعي قابل مقايسه نيست.
تحلیل موضوع در حوزه روان شناسی سیاسی حاکی از این است،زمامداران تا زمانی که گرفتار انکار نقش مردم در مناقشات سیاسی هستند، در تحلیل اوضاع و مدیریت شرایط دچار خطاِی شناختی می شوند. به ویژه اگر در این انکار اطلاعات غلط هم کسب کنند و دچار ذهنیتی مطلق شوند. در این حال آنها شرایط را طوری رقم خواهند زد که در نهایت اعتبار و منزلت خود را نزد مردم از دست خواهند داد.
یکی از توانمندیها و هوشیاریهای انقلاب اسلامی طی فرایند زیستی سیاسی اش این بوده است که برای اهمیت دادن به مردم و حضور نسبی آنها در امور، فضا سازی و ظرفیت سازی کرده است. و این رفتار تضمینی بر بقای انقلاب و آرمان های آن است. کاری که بسیاری از نظام های سیاسی در منطقه ظرفیت پذیرش و اجرای آن را ندارند و مایلند به شکل سنتی به حیات خود ادامه دهند.
تحلیل این موضوع در حوزه روان شناسی سیاسی از این قرار است، که تغییر نگرش زمامدار سیاسی اگر مورد پذیرش جامعه نباشد، مردم به دفع آن می پردازند. و اگر زمامدار قادر به همراهی با نیازهای توسعه طلبانه جامعه نباشد و نرمش به خرج ندهد، احساس جمعی مردمی موانع بیشماری را در مقابل او خواهد چید.
همچنین یک نظام سیاسی اگر نتواند، خاصه خرجیها و یا یکه شناسی های درون خود را تعدیل و یا هدایت کند، با مشکلات پیچیده ای روبرو خواهد شد که رگه های قوی از این پیچیدگی ها را می توان در رفتارهای خشمگین مردم دید.
نقش آقازاده های مصر به عنوان یکه های سیاسی و یا خاصه خرجها نیز در برانگیختگی مردم قابل ملاحظه است.
به گزارش خبرگزاری ابنا روزنامه محلی الاخبار زمانی که مبارک قصد خواندن نطق تلویزیونی خود را داشته است، مشاجره ای سخت بین «جمال» و «علا» فرزندان حسنی مبارک رییس جمهور مخلوع مصر در می گیرد.
در این مشاجره، علا با برادر بزرگترش درگیر می شود، او را متهم می کند، که باعث اتفاقات مصر است.
علا در این مجادله لفظی به جمال می گوید: تو مسؤول وضعی هستی که پدر را مجبور کرد تا با آن وضعیت جلوی دوربین برود و پایانی را بپذیرد که لایق او نبود. از وقتی که تو پای دوستانت را به اینجا باز کردی کشور را به فساد کشیدی. کارهای تو باعث شد تا به جای اینکه در پایان عمر از پدرت تقدیر شود، چنین جایگاهی بین مردم پیدا کند!
ارائه اطلاعات و تحلیل درست از اوضاع می تواند به مدیریت صحیح امور کمک کند. در یک نظام سیاسی با رفتار سنتی و مهمتر از همه بی اهمیت جلوه دادن نقش مردم نیز یکی از آفات حیات سیاسی است.
به نوشته ابنا مسؤولان امنیتی در وزارت کشور مصر، "روز جمعه خشم" خلاف آن چیزی که در میادین کشور اتفاق افتاد را به حسنی مبارک گزارش دادند. آنها در این گزارش به او گفتند، تظاهرات در خیابانها تحت کنترل است و تظاهراتکنندگان کمتر از هزار نفر هستند!!
در مقابل، فرماندهان ارتش که خطر امنیت ملی را احساس میکردند اتفاقات را بدون هیچ سانسوری به مبارک رساندند و این اطلاعات فرماندهان نظامی، منجر به صدور قوانین حکومت نظامی شد. البته اگر تحلیل درست از این اطلاعات صورت می گرفت دیگر نیازی به حکومت نظامی نبود!
به هر حال،مردم مصر توانستند، با آرامش فسیل سیاسی مصر را از اریکه قدرت پائین بکشند. هرچند که او با میل وافر و ولع سیاسی فوق العاده به قدرت چسبیده بود و حاضر به ترک آن نبود.
هم اکنون می توان امیدوار به یک مصر متفاوت با گرایش به مردم سالاری بود! اگرآن مردم بتوانند ار آنچه به دست آورده اند پاسداری کنند!