سرمقاله

نزدیکی اصولگراهای میانه رو و منتقد دولت با اصلاح طلبان میانه رو

 

   همچنان درباره انتخابات مجلس نگرانی هایی وجود دارد. این نگرانی ها را می توان از سخنان جسته و گریخته مسولان اداره کشور استنباط کرد. مسولانی که درخارج از حوزه هیئت دولتند!

  اما،دولتی ها خیالشان راحت است. در این باره هیچگونه اظهار نظری نمی کنند. آنها فقط به هدف و چگونگی رسیدن به آن که همان کسب بیش از 100 کرسی مجلس است می اندیشند.

  آرایش گروههای سیاسی درحال شکل گیری و از هم پاشیدگی است. لابی ها و بده بستانهای سیاسی پشت پرده در حال گرم شدن و رونق گرفتن است. از اوایل نیمه دوم سال می توان امیدوار بود که آرایش های سیاسی شکلی قابل قبول به خود گیرد. و تا آستانه انتخابات با دوام بماند!

  برای نظام سیاسی جامعه ایران حضور پر شور پای صندوق های رای از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین خاطر به جرات می توان گفت، چگونگی آرایش گروههای سیاسی تابعی از متغیر حضور پر شور مردم پای صندوق های رای است.

  طیف گسترده اصولگرا برای کسب آرایش نهایی خود درحال جمع شدن وانسجام بیشتر است. دراین شکل گیری اصولگراهای دولتی جایی نخواهند داشت.

  این روزها نحوه انتقاد از دولت و بعضی از دست اندرکاران او و اینکه جریانی انحرافی در دل دولت مشغول فعالیت است، خود دلیلی روشن بر جدا شدن مسیر دولتی ها از طیف اصولگرا است. دولتی ها چه بسا خود را اصولگرای ناب می دانند آنها نیز حاضر به مصالحه با بخش سنتی طیف اصولگرا نیستند!

  یکی از نگرانی های مسولان اصولگرای غیر دولتی این است که، مبادا دولت برای تداوم خط سیاسی خود در انتخابات دخالتی داشته باشد.

  این گروه از مسولان اصولگرا به جای اینکه به طرح و معرفی سازوکاری نظارتی برای جلوگیری از دخالت احتمالی ارائه دهند، تنها به بیان نگرانی در این باره اکتفا می کنند. این در حالی است که بی شک دولت از خود می پرسد، چرا نباید دخالت کند؟! مگر نه اینکه بخش عمده ای از سازوکارهای انتخاباتی در دست اوست. کدام دولت بوده است که بی تفاوت بوده است.

  اصلاح طلبان هم در شرایط حاضر قادر به شکل دهی به یک آرایش قابل قبول نیستند. آنها هنوز نمی دانند باید سبز باشند یا نباشند.

  این روزها به بهانه سالگرد حضور خیابانی و معترضانه سبزها پس از انتخابات و گرم شدن بحث های انتخاباتی برای مجلس بعدی، بی بی سی فارسی اقدام به تهیه برنامه های تحریک آمیز می کند و با بسیاری از مخاطبان خود در سراسر کشور در این باره به سوال و جواب می پردازد.

بررسی پاسخ ها حکایت از این دارد که، مخاطب باب دل بی بی سی حرف می زند!! تحلیلی جدی و پر مایه بین حرف ها دیده نمی شود و هدف این است؛ نارضایتی را به نوعی خاص در میان مردم جای دهد .

  جالب اینکه یکی از مخاطبان با بغض و حالتی معترض خطاب به مجری نوبت شما می گوید، این نمی شود، به خاطر پولی که به من داده اید، مدام به من زنگ بزنید و از من اظهار نظر بخواهید!!

  بی بی سی همچنین با مشاور میر حسین موسوی در امور انتخابات که خارج نشین است، گفتگو می کند و او نیز مردم را دعوت به راهپیمایی در خیابان می کند.

  اما آنچه معلوم است، استقبال نکردن از این توصیه است! بسیاری از سبزها! معتقدند او در خارج نشسته و مارا به خیابان می فرستد.

ماحصل کار بی بی سی و جریان سازی سبز ها این است،  بطور کلی اصلاحات رابطه اش را با بدنه جامعه گم کرده است و برای جریان سازی سیاسی از قوت لازم برخوردار نیست.

  در حال حاضر آنچه می شود برای حضور پر شور مردم در انتخابات مجلس در نظر داشت، نزدیکی گروهی از اصلاح طلبان میانه رو و معتدل با میانه روهای اصولگرای منتقد دولت است.

  برای شکل گیری این آرایش سیاسی هم اکنون رای زنی ها آغاز شده است. البته نزدیکی این دو با هم بر اساس جریان سازی تشکیلاتی نیست. بلکه تصادفی و خود جوش است. تصور می شود، اگر این اتفاق جدی و عمیق رخ دهد، شاید بتوان مجلسی متفاوت تر از مجلس فعلی رقم زد!

 منبع:هفته نامه راوی

 

زخم قلم!

خود باد کرده!

 

این روزها وقت ثبت نام دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی است.

فعلا که چند دستگی در نظام آموزش و پرورش! جامعه ما حاکم است. یک روز مدرسه نمونه دولتی، روز دیگر مدرسه با هیئت امنا، و همیشه هم مدارس معمولی دولتی و غیر انتفاعی ها که تازگی شده اند مدارس غیر دولتی!

در این بلبشو که معلوم نیست کدام دانش آموز چطور آموزش و پرورش می بیند! مدارس غیر انتفاعی و یا همان غیر دولتی ها برای خودشان داستانی هستند.

بعضی از این مدارس برای جذب دانش آموز امتحان ورودی می گیرند. بعضی دیگر به معدل کارنامه دانش آموز نگاه می کنند اگر کمتر از 99/19 باشد از پذیرفتن او عذر می خواهند.

هنر گرداندگان این مدارس این است که معدل نوزده تحویل می گیرند و معدل نوزده تحویل می دهند و اگر در این بین به هر دلیلی دانش آموزی افت داشت یه جوری موضوع را ماست مالی می کنند تا مبادا کلاس معدل نوزده شان در بین همکارانشان و یا برای اغوای مردم پایین بیاد!

هنر دیگر اینگونه آموزش و پرورش بی دلیل باد کردن ایگوی دانشآموز است. یعنی به قول راون شناس ها بیچاره این دانش آموزها که در فضای غیر واقعی تربیتی آموزش می بینند و بر اساس نمره خودآنها باد می شود و آنها فکر می کنند خیلی مهمند وقتی وارد دانشگاه و جامعه می شوند تازه می فهمند آنها را بد باد کرده اند!

هنر دیگر این مدارس ساختن آدمهای باد کرده و بی هنر است.

توصیه می کنم نام پرورش را از کنار آموزش بردارید.

 

 

سرمقاله

نگرش سیاسی مردم از پنجره اقتصاد شکل می گیرد!

 

  هیئت رئیسه مجلس دچارتغییراتی شد. با ابقای لاریجانی و آمدن با هنر هیئت رئیسه، بافت منتقد دولت به خود گرفت.

  ماجرای جریان انحرافی نیز، شکل تبلیغی وسیعی به خود گرفته است. واکنش ها چون موجی به اقصی نقاط کشوردامن گسترده است.

  ازقرارمعلوم، جریان اصولگرای منتقد، چشم انداز خوبی برای تحرکات سیاسی گروه رئیس جمهوربه منظور دستیابی به کرسی های بیشتر مجلس آینده، برای خود نمی بیند!

  به همین خاطرراهبرد سیاسی این است، که به هرشکل ممکن دامنه گسترش تحرکات سیاسی گروه رئیس جمهور کاهش یابد.

  تلقی قالب درشرایط حاضردرگروه اصولگرایان منتقد، این است، که طرح مکتب ایرانی اسلامی شاید بتواند بخشی ازآرای ناراضی را درانتخابات مجلس به سمت هم پیمانان رئیس جمهور جذب کند. و این چیزی نیست که منتقدان مایل به آن باشند.

  این هم راهبرد گروه رئیس جمهور بوده است که با طرح این "ایده" بخشی از آرای ناراضی و بخصوص جوانان را به سمت خود جذب کند. همچنین به صراحت از اطرافیان رئیس جمهور شنیده شده است، که آنها قادرند آرای ناراضی را به سمت خود جذب کنند.

  به نظر می رسد، آنطور که سیاستمداران در پناه "ایده" پردازیهای سیاسی به دنبال کسب موقعیت، حفظ موقعیت، وتداوم خط سیاسی خود هستند، نتوانند، سرپناهی مطمئن برای خود دست پا کنند.

  چون اگردرطرح این "ایده" ها، ظرف و مظروف متناسب نباشند، "ایده" ها کارآیی خود را از دست خواهند داد. واگر هم برحسب اتفاق متناسب باشند، اما درمورد آنها وفاق اجتماعی سیاسی نباشد، ایده ها فقط درحد حرف و تبلیغات باقی می مانند و سپس به فراموشی سپرده می شوند.

  فرض کنید، وقتی یک رئیس جمهور به کارمشغول می شود، می تواند، ازیک جعبه ای پرازپاکت "ایده" یکی را انتخاب کند. او مجاز است، درصورتی که "ایده" داخل پاکت را مناسب ندید، آن را برگردانده و پاکت دیگری انتخاب کند. و اگر آن را مناسب دید، به آن بپردازد. البته این نحوه پرداختن به "ایده" است که معلوم میکند، درتداوم آن ایده وفاقی صورت خواهد گرفت یا نه!

  ازنظر روان شناسی سیاسی این "ایده" ها خیلی مهمند. تا جایی که می توانند برای جامعه سیاسی درحال رکود، فضایی تازه برای تنفس ایجاد کنند وشورو حالی متفاوت درجامعه فراهم سازند.

  خاتمی به عنوان یک رئیس جمهور اصلاح طلب، پاکتی که انتخاب کرد درون آن نوشته شده بود، گفتگوی تمدن ها!!

   "ایده" خوبی بود. با سازوکار اصلاح طلبی هم سازگار بود. درحقیقت ظرف و مظروف با یکدیگر همخوانی داشتند. جامعه سیاسی اجتماعی ایران، توانست در نظام سیاسی بین المللی برای خود فضایی تازه دست وپاکند. اما اینکه گروه ریاست جمهوری تا چه اندازه توانستند این ایده را مدیریت کنند وحول محورآن وفاق ایجاد کنند، جای بحث و مداقه دارد!

  رئیس جمهوراحمدی نژاد پاکتی که انتخاب کرد، درون آن نوشته شده بود، مکتب ایرانی اسلامی.

  موضوع به شکل فوق العاده ای حساس است. تبیین آن نیازمند ظرافت و توانمندی فکری و استدلالی بالا است. ازآن گذشته، به نظر می رسید، زمان طرح آن زود است. و مهمتر اینکه بنا به دلایل زیاد این گروه مناسب طرح این موضوع نبوده و نیستند!! چرا که باوراجتماعی در پذیرش "ایده" مهم است.جامعه تناسبی بین ظرف و مظروف در این باره نمی بیند.

نکته مهم اینجاست، جامعه جوان بنا به دلایلی که باید درفرصتی مناسب به آنها پرداخت، به نمادهای ملی و باستانی گرایش پیدا کرده اند، هرچند که نظام سیاسی نیز بنا به دلایل خاص خود، فضای گرایش به این معنا را باز گذاشته است.

  شاید این فضا موجب شده است، تا گروه احمدی نژاد به این باوربرسند، که می توانند از"ایده" مکتب ایرانی و اسلامی برای جذب گروههای ناراضی و یا گروههای متمایل به این "ایده" استفاده کنند.

  حال؛ این "ایده" بلای جان خود آنها شده است. اول اینکه حامیان رئیس جمهور آنوقت که باید اورا یادآوری می کردند، که این "ایده" مناسبی برای شرایط فعلی نیست، سکوت کردند. واجازه دادند، فعالیت پیرامون این "ایده" تا آنجا پیش برود که بسیاری ازمذهبی ها بخصوص افراطی ها دچارواکنش شوند. وحالا با انحرافی قلمداد کردن این "ایده" می خواهند، مانع ادامه فعالیت او براساس این "ایده" شوند!

  مسئله دیگر اینکه، جامعه؛ بخصوص جامعه جوان، باورندارد که تناسبی بین این "ایده" وگروه مجری آن وجود داشته باشد. واین خود باعث دلزدگی جامعه جوان و بدتراز همه سوخت شدن این "ایده" شده است. حتی به جای تنش زدایی در روابط بین الملل با عث تنش، بخصوص میان کشورهای مسلمان وعرب شده است.

  گروه اصولگرای منتقد رئیس جمهور نگران این موضوع نیز هست که به خاطر نبود تناسب ها میان ظرف و مظروف حضور سیاسی اجتماعی مردم در بزنگاه انتخابات کم رنگ شود.

  البته ناگفته نماند، راهی که منتقدان پیش گرفته اند وچرخش سیاسی  صدو هشتاد درجه ای کرد ه اند وپس ازگذشت چند سال از طرح این "ایده" آن را انحرافی و الحادی بیان می کنند، این نیز، خود نتیجه عکس دارد! چرا که جامعه نمی داند اگر انحراف و الحادی بوده است، چرا ازابتدا مانعی برای آن پدید نیامده است.

 نکته دیگری که می توان در اینجا به آن اشاره کرد، این است که، بخشی کوچک از مردم که پیگیر مسائل سیاسی هستند شاید متاثر از این بازیها باشند و مایل به همراهی با این بازیهای سیاسی باشند. آنچه مسلم است قاطبه مردم از زاویه اقتصاد مسائل سیاسی را تجزیه و تحلیل می کنند.

  این روزها تابستان در پیش است. بطورحتم بهای برق به شکل قابل توجهی تغییر خواهد کرد. با وجود فعالیت های ارزنده دولت درمسکن مهر، اجاره بهای خانه روبه ازدیاد است. مالکان میخواهند تفاوت هزینه های جاریشان را به شکل مطمئنی ازمستاجر بگیرند! درآمدها ثابت مانده است. دخل و خرج از قرارمعلوم به این زودیها برابرنخواهد شد. بازارسرمایه به شکلی متفاوت ازسایر جوامع متاثرازتلاطم های اقتصاد جهانی است. هنوزمردم درانتظارروزنه ای برای تحکیم مبانی اقتصاد خانوارهستند.

   نگرش سیاسی مردم هم اکنون براساس چنین فضایی شکل می گیرد. خوب است سیاستمداران حاکم زاویه نگاه خود را از تنگی رها سازند!!

 

زخم قلم!

سیگار بکشید!

 

  شبکه خبر به فراخورمناسبت ها میزگرد میگذارد، بد هم نیست، گاهی هم چیزهایی دستگیر مخاطب می شود.

  چند روز پیش، درمورد دخانیات و روزجهانی مبارزه با دخانیات میزگرد داشت. نماینده دولت بود. نماینده مجلس بود. و رئیس انجمن غیر دولتی مبارزه با دخانیات هم بود.

  چیزی که دستگیر خبرنگار شد، این بود که، رئیس دخانیات ایران یک پزشک است. واین تفاوت ما را با کشورهای پیشرفته و فرا صنعتی می رساند. اتفاقی که در هیچ جای دنیا و بنا به هیچ مصلحتی نمی افتد و نخواهد افتاد! اما در ایران می افتد. چون ما از همه بهتریم ومصالح برای ما مهمتر ازهرچیزاست!

  نکته مهم دیگری که دستگیر خبرنگار شد، این بود که، سالهاست وزارت بهداشت و درمان آمار افراد مبتلابه سیگار را ده میلیون نفراعلام میکند! مجری شبکه خبر چند بار پرسید چطوریه این آمار چند ساله ثابته؟!

   بنده خدا نماینده دولت نمی دانست چطوری ماست مالی کند. اما خوب خودش را زد به آن راه!

  دراین میز گرد، همه همدیگر را مقصر می دانستند. و به کم کاری متهم می کردند. مجری تلویزیون اما برخلاف نماینده دولت آنجا که سه کنج قرار می گرفت،  می گفت: همین میز گرد خودش یعنی توجه تلویزیون!!!

  آمارگرایش نوجوانان دختر وپسر به سیگار دهشت بار بود. این اتفاق بین دختران بیش از پسران در حال رخداد است.

  نکته مهمتری که دستگیر خبرنگار شد، این بود که، همه این حرافی ها داستانی است برای سرگرمی جامعه و پرکردن اوقات اداری و اینکه تظاهر کنیم داریم کاری می کنیم. کاری که فقط روی کاغذ می ماند و اراده و عزم ملی برای انجام آن وجود ندارد. همین را نماینده انجمن غیر دولتی مبارزه با سیگار می گفت. او اشاره داشت که، چطوربعضی کارها با چشم برهم زدنی انجام می شود. اما مبارزه با سیگار که دودمان نیرو وسرمایه انسانی را به باد می دهد، هیچ میلی برای مبارزه با آن نیست!

  همه شان می دانستند اما نمی توانستند بگویند!

دخانیات یک چرخه اقتصادی قدرتمند ایجاد می کند. که بخش وسیعی ازجامعه و دولت ازآن منتفع می شوند. وقتی ازفروش هرنخ سیگار سهمی به وزارت بهداشت و درمان می رسد، تا صرف مثلا فعالیت های پیشگیری و یا درمان کند، که معلوم نیست می کند یا نه!! چرا باید کاری کند که مردم سیگار نکشند!

سرمقاله

طرح نظارت بر مجلس سرند نماینده واقعی از باسمه ای!

 

 کلیات طرح نظارت برعملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی ازسوی نمایندگان تصویب شد. باید منتظربود، تا معلوم شود، چه زمانی نمایندگان فرصت رسیدگی دقیق تر به جزئیات این طرح را فراهم خواهند کرد!

  روزی یکی ازکارشناسان زبده نظام اداری می گفت: رئیس یکی ازدانشگاههای فراگیر کشورازمن دعوت کرد، تا طرح سازمانی اورا برای اداره دانشگاهش مورد بررسی وارزیابی کارشناسی قرار دهم.

  اوگفت: رئیس دانشگاه و کارشناسانش طرحی منسجم و کارآمد را تدوین کرده بودند. وقتی طرح سازمانی اورا ازپائین به بالا مورد بررسی قراردادم، با رسیدن به راس هرم که خودش بود، دیدم او یکه و تنهاست! یعنی خودش بود و خودش! به همین خاطر با تعجب پرسیدم، شما برتمام بخش های زیردست نظارت و اشراف داری، اما چرا کسی به خودت نظارت ندارد؟!

او ادامه داد: آن طرح سازمانی خوب، نقص عمده اش یله و رها بودن راسش بود. کافی بود راس به هر دلیلی دچار فساد شود، فسادی که می شود با نظارت مانع آن شد، آنوقت آن طرح سازمانی خوب وکارآمد چه ارزشی دارد؟!

  وی ادامه داد: زمانی که ایراد گرفتم، چه کسی به شما نظارت خواهد کرد، او برافروخته شد وگفت، مرا چرا باید نظارت کنند؟!

  درحالیکه نظارت بر راس تضمینی است، برای ادامه هرچه سالمتر راه!

  بسیاری ازکسانیکه به فردی رای میدهند واورا به عنوان نماینده خود برای قانونگذاری به مجلس می فرستند، ممکن است، تا پایان دوره نمایندگی اورا نبینند. و هیچگاه ازاینکه او برای کشورچه خدمات قانونی انجام داده است اطلاعی حاصل نکنند. چه بسا، بعضی ازنمایندگان نیز خودرا به خاطر منتخب بودنشان سرآمد فرض کرده و ملزم به پاسخگویی و یا ارا ئه گزارش به موکل خود ندانند.

  گاه بین موکلانی که ازدست یابی به نماینده خود عاجزند، این سوال مطرح می شود که آیا می توانیم رای خود را پس بگیریم وازادامه فعالیت نماینده ای که به دنبال کاری غیر ازقانونگذاری است، جلوگیری کنیم؟!

  بعضی از نمایندگان درحقیقت برای قانونگذاری به مجلس وارد نمی شوند، آنها با ورود به مجلس در پی اغنا نیازهای به تعویق افتاده خود هستند. می خواهند جاه طلبی خود را ارضا کنند و یا آینده خود وخانواده شان را با مشاغلی که به تبع نمایندگی به دست می آورند، تامین و تضمین کنند. آنها راه یابی به مجلس را امکانی مناسب برای گسترش فعالیت های اقتصادیشان می دانند.

  بین بعضی نمایندگان دیده شده است، که نام آنها آقای درصدی است، بطورمثال به او می گویند، نماینده 20 یا 30 درصدی!!

  این افراد با فراهم کردن تسهیلات لازم برای بعضی از موکلان خاص خود که به فعالیت های اقتصادی مشغولند درصدی از آن تسهیلات را برای خود مطالبه می کنند.

  بعضی دیگر به جای اینکه وقت خودرا صرف شناسایی حفره ها و نواقص قانونی مسائل مبتلابه کنند، و به مطالعه درباره آنها بپردازند تا بتوانند طرح های مناسب برای رفع نواقص بدهند، وقت خودرا صرف مشاغل دیگری درخارج از مجلس می کنند و یا مدام در محافل سیاسی اقتصادی دنبال منافع شخصی و گروهی می گردند!

  نظارت بررفتاروعملکرد نمایندگان مجلس ضرورتی است اجتناب ناپذیر. در چنین شرایطی است که می توان فهمید، چگونه یک نماینده با دستی خالی وارد مجلس می شود، اما هنگام خروج آنقدر دستانش پر است که نمیداند با آنچه به دست آورده چه کند.

  همچنین با نظارت برمجلس می توان، دلیل تفاوت زندگی بعضی از نمایندگان مجالس قبل ازجنگ و بعد ازجنگ را دریافت.

   متاسفانه بعضی از نمایندگان مجلس درمقابل طرح نظارت بر خود مقاومت دارند و با دلایلی پیش پا افتاده میخواهند حداقل این اتفاق درزمان حضور خودشان در مجلس اتفاق نیفتد.

  جوامع پیشرفته بررفتارآنهایی که در راسند امکان نظارت دقیق و موشکافانه را فراهم کرده اند.  به همین خاطر است که کمتر شاهد فساد اداری و مالی در بین جوامع توسعه یافته هستیم.

منبع:هفته نامه راوی

زخم قلم!

شارلاتان

 

توی دنیای بدو تا از کسی عقب نمانی. بالاخره باید سهم تو یه جوری از این مردم و دنیا بگیری. مهمتر اینکه مراقب کلاهت باش برندارند اما تا میتوانی کلاه بردار! نباید انتظار داشته باشیم دنیای روبراهی داشته باشیم، چه رسد به سر به راه!

  اوضاع همین است، به واقع همین است، هرچند که مشتی جماعت که هنوز در پی انکارو پنهان کاری هستند، می گویند، نه نه! اینطورهم که تو میگویی نیست بحمدالله جامعه ما سر براه است!

  خدا کند چنین باشد، هرچه باشد من و شما هم دراین جامعه زندگی می کنیم چه کسی از اخلاق دینی بدش می آید چه کسی از امنیت روانی برای جامعه اش بدش می آید اینها چیزهای خوب برای همه ماست.

  اما نمیدانم چرا وقتی از کمی درد حرف زده می شود، بعضی ها بغضشان میگیرد. شاید به این خاطر که خودشان بدجوری در این سر براه نبودن جامعه سهمیند. انشاءالله که نباشند.

  توی جامعه ای که سر براه نیست، دلالی حرف ا ول را می زند، شارلاتانیسم خصیصه توانمندی قلمداد می شود وکسی که قادراست از آب کره بگیرد، حالا تو هرچه از مهدویت بگویی کک چه کسی میگزد!!!

  همین چندروز پیش رادیو خبری جالب خواند، نفهمیدم آنهایی که معتقدند آب ازآب تکان نخورده و جامعه هم روبراه است وهم سر براه، کجا بودند تا مانع پخش خبر شوند.

  باید انصاف داد، حالا دیگر باید از جماعت دلال که روبه گسترشند ترسید!

رادیو گفت: یک نماینده بیمه یک استخر ماهی را بیمه آتش سوزی کرده است. ببینید، این نماینده بیمه چقدر شارلاتان بوده که توانسته صاحب استخر را متقاعد کند که آب را باید بیمه آتش سوزی کند!! جل الخالق!

جالب اینجاست، که از یک مسول پرسیدند، خب با این بابا چه کردید، اوهم گفت، به او تذکر دادیم.

البته به تعبیر نگارنده، شاید هم اورا نوازش کرده اند و گفته اند چه پسر خوبی دیگه از این کارها نکن!

  باور می کنید، اگر با شارلاتان برخورد سیاسی بشود، شارلاتانیسم در نطفه خفه می شود.

زخم قلم!

 سیگار بکشید!

 

  شبکه خبر به فراخورمناسبت ها میزگرد میگذارد، بد هم نیست، گاهی هم چیزهایی دستگیر مخاطب می شود.

  چند روز پیش، درمورد دخانیات و روزجهانی مبارزه با دخانیات میزگرد داشت. نماینده دولت بود. نماینده مجلس بود. و رئیس انجمن غیر دولتی مبارزه با دخانیات هم بود.

  چیزی که دستگیر خبرنگار شد، این بود که، رئیس دخانیات ایران یک پزشک است. واین تفاوت ما را با کشورهای پیشرفته و فرا صنعتی می رساند. اتفاقی که در هیچ جای دنیا و بنا به هیچ مصلحتی نمی افتد و نخواهد افتاد! اما در ایران می افتد. چون ما از همه بهتریم ومصالح برای ما مهمتر ازهرچیزاست!

  نکته مهم دیگری که دستگیر خبرنگار شد، این بود که، سالهاست وزارت بهداشت و درمان آمار افراد مبتلابه سیگار را ده میلیون نفراعلام میکند! مجری شبکه خبر چند بار پرسید چطوریه این آمار چند ساله ثابته؟!

   بنده خدا نماینده دولت نمی دانست چطوری ماست مالی کند. اما خوب خودش را زد به آن راه!

  دراین میز گرد، همه همدیگر را مقصر می دانستند. و به کم کاری متهم می کردند. مجری تلویزیون اما برخلاف نماینده دولت آنجا که سه کنج قرار می گرفت،  می گفت: همین میز گرد خودش یعنی توجه تلویزیون!!!

  آمارگرایش نوجوانان دختر وپسر به سیگار دهشت بار بود. این اتفاق بین دختران بیش از پسران در حال رخداد است.

  نکته مهمتری که دستگیر خبرنگار شد، این بود که، همه این حرافی ها داستانی است برای سرگرمی جامعه و پرکردن اوقات اداری و اینکه تظاهر کنیم داریم کاری می کنیم. کاری که فقط روی کاغذ می ماند و اراده و عزم ملی برای انجام آن وجود ندارد. همین را نماینده انجمن غیر دولتی مبارزه با سیگار می گفت. او اشاره داشت که، چطوربعضی کارها با چشم برهم زدنی انجام می شود. اما مبارزه با سیگار که دودمان نیرو وسرمایه انسانی را به باد می دهد، هیچ میلی برای مبارزه با آن نیست!

  همه شان می دانستند اما نمی توانستند بگویند!

دخانیات یک چرخه اقتصادی قدرتمند ایجاد می کند. که بخش وسیعی ازجامعه و دولت ازآن منتفع می شوند. وقتی ازفروش هرنخ سیگار سهمی به وزارت بهداشت و درمان می رسد، تا صرف مثلا فعالیت های پیشگیری و یا درمان کند، که معلوم نیست می کند یا نه!! چرا باید کاری کند که مردم سیگار نکشند!