سرمقاله
آسیب زایی برنامه های اقتصادی بدون توجه به ظرفیت های اجتماعی!
پدیدآیی آسیب های اجتماعی رابطه ای مستقیم با اوضاع نابسامان اقتصادی دارد. این ارتباط آنقدر نزدیک و تاثیر گذار است، که با هر نوسان کوچک اقتصادی می توان آثار اجتماعی آن را در رفتار آحاد جامعه دید!
این روزها خرده دزدی ها افزایش یافته است. دزدی خودرو نیز نسبت به گذشته فراوان شده است. خفت گیری و زور گیری نیز بی توجه به شدت عمل دستگاه قضایی همچنان در صدر رفتارهای ناهنجار اجتماعی است.
تازگی ها همپالگی های آن دو زور گیری که فیلمشان را همه دیدند و پس از محاکمه اعدام شدند، به جرم خفت گیری دستگیر کردند. آنها با وجود اینکه دوستانشان را بالای دار دیدند، اما پس از مدتی کوتاه پنهان شدن، باردیگر گرد هم آمدند و گروهی جدید شکل دادند.
بیکاری، نبود درآمد کافی،هزینه های کمرشکن مسکن، دارو و درمان وهزینه های آموزش، سخت شدن تشکیل خانواده از جمله شاخص های مهمی هستند، که بیانگر وضعیت اسف باراقتصاد کشورند.
کارشناسان اقتصادی براساس برآوردهای انجام شده و شکل گیری رکود تورمی می گویند، رشد اقتصادی کشورصفر خواهد بود و نباید انتظار داشت که رشد اقتصادی سالهای قبل تکرار شود.
گفتنی است، افزایش تولید کالا و خدمات به هر شکل ممکن باعث رشد اقتصادی است.
متاسفانه وضعیت تولید نابسامان و درهم ریخته است. هزینه تولید به شکلی سرسام آور افزایش یافته است. تسهیلات لازم به آن اختصاص نیافته است. از همه بدتر، قدرت خرید مردم کاهش یافته است و همین باعث فروش نرفتن کالا و یا سخت فروش رفتن آن شده است. در این میان تولید کننده در حال رسیدن به مرحله ای است، که باید برای انباشت کالای فروش نرفته خود در بازار چاره ای بیندیشد! لاجرم از تولید خود می کاهد و برای اینکه گرفتارهزینه سربارنشود دست به تعدیل نیروی انسانی می زند. اینجاست که بیکاری تبدیل به موجی فراگیر می شود.
تورم فزانیده در کنار بیکاری روبه رشد، امکان اوج گیری رکود تورمی را فراهم می سازد.
وقتی دولت تصمیم می گیرد، تعدیل اقتصادی پنج ساله را ظرف دوسال انجام دهد، آنهم بدون توجه به ظرفیت اجتماعی نتیجه اش شدید شدن شکاف طبقاتی، ناتوانی دراداره زندگی درگروههای نابرخوردار و آسیب پذیر می شود. این گروهها درشرایط بحرانی برای حفظ موقعیت خود و جلوگیری از سقوط دست به هرکاری می زنند. کما اینکه درزمان ازهم گسیختگی بازار مرغ بعضی از این گروه اجتماعی چنین کردند و مرغ دیگری را از چنگ او قاپیدند.
کسانی که می خواهند، در شرایط سخت اقتصادی موقعیت خود را به یک باره از دست ندهند شاید براساس تجاربشان می دانند که نباید تنها به یک منبع درآمد تکیه کنند. همچنین درزمان مناسب سرمایه گذاری کنند. حتی الامکان درشرایط سخت از کمترین بدهی برخوردار باشند ودرنهایت به کاهش هزینه ها بپردازند.
بخشی از جامعه به فراخور حال خود، همینکه نشانه های سختی اقتصادی را حس می کنند، همین اقدام هارا انجام می دهند، اما کارشان براساس آموخته ها و فرهنگ اقتصادی نیست، به همین خاطر نتایج عمل آنها به شرایط بد اقتصادی دامن می زند. مثل زمانی که پول های سرگردان مردم به بهانه سرمایه گذاری هر از گاهی سر از مسکن، خودرو و سکه طلا در می آورد.
خلاصه کلام اینکه، نبود مدیریت اقتصادی و اجرای برنامه های اقتصادی بدون درنظرگرفتن ظرفیت های اجتماعی، آموزش و فرهنگ اقتصادی نتایجی را به بار می آورد که تاثیرمستقیم اجتماعی آن بروز ناهنجاری ها وآسیب های اجتماعی است.
حال باید اندیشید، که درآستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری چه کسی قادراست برنامه های اقتصادی را با توجه به ظرفیت های اجتماعی اجرایی کند.
منبع:هفته نامه فرهنگی اجتماعی سیاسی

