سرمقاله
مصریها به دنبال رفورم سیاسی
مصربیش از ده روزاست، که با تظاهرات خیابانی مردم، برای سرنگونی حسنی مبارک مواجه است. وجود نارضایتی ها در کشورهایی چون تونس، یمن و اردن حاکی ازگسترده وعمیق بودن نارضایتی بین مردم دولت های عربی خاورمیانه است.
مصری ها، هم اکنون عزم خود را جزم کرده اند، بی آنکه فرصتی برای مبارک قائل شوند، اورا از اریکه قدرت پائین بکشند. حتی به تغییراتی که او در دولت خود ایجاد کرده و قول داده است که درانتخابات آتی ریاست جمهوری مصر نه خود و نه پسرش شرکت نخواهند کرد، وقعی نگذاشته و با حضور موثرخود در خیابانها و تجمع در میدان آزادی قاهره بررفتن بی درنگ او پافشاری می کنند.
هرچند ناآرامی ها ازمصرآغازنشد، اما چگونه به نتیجه رسیدن تظاهرات مردم مصرمی تواند، وضعیت سایردولت های عربی خودکامه را که مایل به تغییر در رفتارسیاسی خود نیستند، معلوم کند.
درریشه یابی موضوع، نکته حائزاهمیت این است، که مردم دولت های خودکامه عرب خاورمیانه ازیک مسئله تاریخی دررنجند، و آن همان حس حقارتی است، که سالهاست چون بغضی گلوی آنها را فشرده است.
مقام معظم رهبری در این باره به درستی در نمازجمعه فرمودند که ". عامل اصلی این حركت عظیم مردم مصر و تونس احساس تحقیری است كه مردم از وضعیت سرانشان دارند"
هم اکنون دولت مصر به عنوان یک سرسپرده به امپریالیسم آمریکا تامین کننده منافع رژیم صهیونیستی در منطقه است.
بخش عمده ای از انرژی اسرائیل توسط مصر به قیمتی ارزان و پائین تر از نرخ تولید تا مین می شود. اگر همراهی و همکاری دولت مصر نبود، اسرائیل قادر به تهاجم به غزه و کشتار مردم بی دفاع آن هم نبود. فقر در کشور مصر بیداد می کند، درآمد سرانه قاطبه مردم آن چیزی حدود یک و نیم دلار است.
مصری های تحقیر شده در حرکت مردمی خود، محتاط تر ازآن هستند که به دنبال تغییر ساختارهای وابسته به امپریالیسم باشند. آنها در حال حاضر تنها هدف خود را مبارک می دانند. به تصور اینکه شاید بار فتن مبارک بتوان فضای تحقیر آمیز را اندکی زدود!
جوانها در تظاهرات خیابانی مصر، نقش فعال و بسزایی دارند. جوانان مصری به خاطر ارتباطشان با دنیای خارج به خوبی به وضعیت اسف بار جامعه شان پی برده اند. آنها فقر و عقب ماندگی از توسعه را به خوبی می فهمند و مهمتر اینکه احساس حقارت ناشی از سر سپردگی و عقب ماندگی را به خوبی درک می کنند.
حرکت مردمی در مصر دارای ویژگی هایی است، که نمی توان امیدوار بود، حتی با رفتن مبارک منجر به ترمیم حس حقارت مردم آن شود. مگر اینکه تحولی بنیادی و به تعبیری انقلابی وارزشی درآن رخ دهد و زمینه ساز استقلال و بازگشت به هویت خویش را فراهم کند!
ویژگیهای حرکت مردم مصر را می توان به این شرح دسته بندی کرد.
1- حرکت مردم مصر مبنای ایدئولوژیک ندارد .آنها دین را باردار سیاست نمی کنند.
2- حرکت مردم مصر رهبری ندارد، فاقد تشکیلات و انسجام سیاسی است. حرکتی خود جوش و بر اساس حس و انگیزه جمعی است.
3- از آنهایی که انتظار می رفت رهبری این حرکت را به عهده بگیرند، همچون اخوان المسلمین هیچ دخالتی در هدایت این حرکت نکردند و تنها اظهار تمایل کردند که در انتخابات مجلس شرکت کنند. آنها تمایلی به شرکت در قدرت ندارند.
4- حرکت مردم مصر بر علیه نظام امپریالیستی نیست، شعاری بر علیه آمریکا و یا قدرتهای اروپایی در شعارهای مردم دیده نمی شود، حتی برعلیه اسرائیل.
5- تصور مردم مصراین است، که با رفتن مبارک نظام تک حزبی برچیده و سایر احزاب نیز می توانند فعال شوند.همین برای آنها کافی است.
6- مردم مصر، قصد مقابله با قدرت های خارجی را ندارند. آنها فکر می کنند حس حقارتشان با رفتن مبارک التیام می یابد.
7- آنها همچون ایرانیان به دنبال احیای شکوه گذشته و استقلال طلبی نیستند.
براسا س رفتار شناسی سیاسی، آنچه در چند کشورعربی اتفاق افتاده است، می توان گفت: هیچ یک ازمردم این کشورها به دنبال تغییر ساختارها و بنیان های سیاسی جامعه خود نیستند! به ویژه اینکه به نظر می رسد، هیچ تمایلی به وارد کردن ایدئولوژی به جرگه سیاست ندارند. آنها به دنبال رفرمی هستند، تا بتوانند توسط آن همان حس حقارت خود را ترمیم کنند. از زبان بسیاری از فعالان سیاسی این کشورها شنیده شده است، آنها مایلند الگوی ترکیه را برای خود بر گزینند و همچون حزب حاکم این کشور عمل کنند!