زخم قلم!
بیچاره شورا!
ثبت نام برای عضویت در شوراهای اسلامی شهرو روستا به پایان رسید.
تلفن به صدا درآمد، پشت خطی گفت، نمیخوای ثبت نام کنی؟ گفتم: برای چی؟
گفت: برای شوراها!
گفتم که چی بشه؟
گفت: به الاف و الوفی برسی.
گفتم: این چه حرفیه پس انگیزه خدمت چی میشه؟
گفت: یه آمار بگیر ببین انگیزه برای زدو بند مادی بیشتر بوده یا انگیزه خدمت.
گفتم: از زمانی که شورا ها یاد گرفتن دنبال سیاسی کاری نرن انصافا خدمات خوبی ارائه داده اند و بسیاری ازآنها موفق بوده اند.
گفت: زیادی مثبت نگری برو ببین حضوردرشورا چه فرصت خوبی برای ثروتمند شدنه!
گفتم: به هرحال من انگیزه ثروت ندارم.
گفت: اما من دارم، به همین خاطراسم نوشتم.
گفتم: بیچاره شورای شهر!! همینه که طرف یه لا قبا میاد دولاقبا هیاهوی بگیرو ببندش درمیاد.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 2:58 توسط راوی چهارسوق
|